


دسته بندی های موجود: متفرقه، هنری، ورزشی، کتاب، گزارشهای اختصاصی، انتقادی، اجتماعی، تکنولوژی و فضای وب، دل نوشت، روزمرگی، زندگی من، سفرنامه، صدا و سیما
23 Jun, 2009
اخراجی ها 2
فقط و فقط خوشحالم از
این که در انتخابم اشتباه نکردم و پشیمان نشدم و وقتم رو با دیدن
این فیلم مسخره
و سرشار از دلقک بازی در سینما تلف نکردم. تعریفی کوتاه از این فیلم تنها می تواند
چند کلمه باشد: فیلمی مملو از لودگی به همراه شلیک سرسام آور شعار و پیام!
فقط نمی دانم چگونه
3.7 میلیارد فروخته؟ هنوز هم متاسفم که 1 ساعت از وقتم رو برای دیدن
تنها قسمتهایی از CD این فیلم صرف کردم! مطمئنا اگر در این
یک ساعت هیچ کاری نمی کردم مفید تر بود!
واقعا مردم ما چه چیزی رو می پسندن و
ترجیح می دن؟ اگر سطح طنز سینمایی و تلویزیونی مان از
زیر
آسمان شهر و تیکه انداختن به همدیگر و توی سر و کله هم زدن فراتر نمی
رود، تقصیر مهران غفوریان و امثالهم نیست، آب از چشمه گل آلود است.
قبلا راجع به اخراجی ها 1 هم نوشته بودم.
جالبه که از ده نمکی هر چی جلوتر میره فیلمهاش بدتر میشه و فروشش بیشتر؛ ظاهرا
قراره اخراجی ها 3 هم ساخته
بشود، چه شود آن یکی، فکر کنم بالای 10 میلیارد بفروشد!
پ.ن.:
نکن این کارو با ما آقای ده نمکی!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (3)

27 Apr, 2009
مسابقه کشور شناسی!
کنگو، توگو، سنگال، تانزانیا،
الجزایر، کنیا، سومالی، بلاروس، کومور، مالاوی، لسه تو، گامبیا، گینه بیسائو،
جیبوتی، نیجریه، سنت وینست و گرنادنیس!
آیا می دانید
این کشور ها در
کدام نقطه از دنیا قرار دارند؟ به راستای وجه تشابه این کشور ها با
یکدیگر چیست؟
برای راهنمایی
اینجا کلیک
کنید.
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (0)

26 Apr, 2009
جریمه های زورکی 2
امروز
طبق معمول انتهای بلوار شیراز جنوبی که عرض کلش بیشتر از 24
متر بود پارک کردم (البته قبول دارم که نباید سمت چپ خیابون پارک کرد)، اما از
اونجایی که این خیابون بن بسته و رفت و آمد زیادی توش نمیشه همیشه دو طرف مسیر شمالی
و جنوبی بلوار، ماشین ها پارک می کنند و در همین حالت، باز هم مسیر برای عبور دو
ماشین همزمان وجود داره. با این حال طبق بند 53 (هر
نوع توقف كه منجر به سد معبر و يا اختلال در عبور و مرور گردد) جریمه شدم! ما
که نفهمیدیم چه جوری سد معبر کردیم یا اصلا چه جوری میشه در یک بلوار 24 متری بن
بست با یک ماشین اختلال در عبور و مرور ایجاد کرد؛ اما خیلی
دلم می خواد از این پلیس وظیفه شناس و خدمتگزار بپرسم که آیا ایشون همه بند هایی که
(من فقط چند تاش رو اینجا نوشتم) در آیین نامه تخلفات رانندگی وجود داره رو مطالعه
کرده؟ و آیا ایشون اگر یکی از موارد زیر رو که بعضا شامل جریمه های سنگینه رو
ببینه، اعمال قانون می کنه؟ یا فقط می خواسته امروز دسته قبض جریمه اش رو خالی کنه
و یکی از قربانی هاش من بودم؟
|
رديف |
شرح تخلفات |
ميزان جريمه ( ريال) |
|
جاده ها و شهرهاي بزرگ |
ساير شهرها |
|
1
|
عبور
عابر پياده از محلهاي غير مجاز سواره رو و همچنين از طول خيابان هائيكه
داراي پياده رو است |
10000
|
10000
|
|
2
|
دست
گرفتن دوچرخه سوار و اسكيت سوار و اسكوتر و نظاير آن بوسيله نقليه در
حال حركت |
10000
|
10000
|
|
6
|
راندن
موتورسيكلت و دوچرخه و دوچرخه موتوردار در مواقع لغزنده بودن جاده و
خيابان |
10000
|
10000
|
|
7
|
حمل
بارو اشياء طويل توسط دوچرخه پائي و موتور سيكلت |
10000
|
10000
|
|
9
|
سوار
كردن اطفال كمتر از 12 سال در صندلي جلو اتومبيل |
10000
|
10000
|
|
16
|
بازگذاشتن درب صندوق عقب وسيله نقليه درحال حركت يا نصب پرده يا كركره
و يا هرچيز ديگري كه مانع ديد عقب وسيله نقليه شود |
10000
|
10000
|
|
18
|
سوار
كردن هر نفر مسافر با سرنشين اضافي در تاكسي هاي شهري و بين شهري
|
10000
|
10000
|
|
19
|
استنكاف از قبول مسافر يا نرساندن مسافر به مقصد توسط رانندگان وسائط
نقليه همگاني |
40000
|
20000
|
|
25
|
حمل
اشياء بنحوي كه قسمتي از آن از عرض وسيله نقليه خارج شود.
|
40000
|
40000
|
|
30
|
پارك
كردن تاكسي بدون حضور راننده در ايستگاههاي تاكسي |
40000
|
40000
|
|
31
|
استفاده غلط از چراغ راهنماي وسيله نقليه |
40000
|
40000
|
|
35
|
باز
كردن درب وسيله نقليه بدون رعايت احتياط از طرف سرنشين يا راننده در
حال حركت و حين توقف |
40000
|
30000
|
|
36
|
بازگذاشتن درب وسيله نقليه در سمت سواره رو |
40000
|
20000
|
|
37
|
عدم
رعايت مقررات چراغهاي راهنمائي چشمك زن در راهها |
40000
|
30000
|
|
38
|
حركت
با نور بالا در مواقعي كه بايد از نور پائين استفاده شود
|
40000
|
20000
|
|
47
|
ريزش
روغن, بنزين, نفت گاز( گازوئيل) و يا ساير مايعات آلوده و تخريب كننده
ديگر در سطح راهها |
40000
|
20000
|
|
53
|
هر
نوع توقف كه منجر به سد معبر و يا اختلال در عبور و مرور گردد
|
70000
|
40000
|
|
54
|
خودداري از كناربردن وسيله نقليه قابل حركت كه بعلت تصادف منجر به
خسارت يا نقص فني و يا علل ديگر در وسط سواره رو متوقف شده است
|
70000
|
40000
|
|
66
|
نصب
هر نوع علائم و پلاكهاي متفرقه و همچنين الصاق هر نوع نوشته و آگهي و
تصاوير به بدنه خارجي وسايل نقليه بدون داشتن مجوز از مبادي ذيربط
|
70000
|
40000
|
|
67
|
پخش
صدا از بلندگوي منصوب به وسايل نقليه بدون اجازه مراجع ذيربط
|
70000
|
40000
|
|
73
|
توقف
با موتور روشن بدون حضور راننده |
70000
|
70000
|
|
81
|
پوشاندن تمام يا قسمتي از چراغهاي جلو يا عقب بوسيله پارچه, ورق
آلومينيومي, رنگ و يا هر شيئي ديگر كه باعث كاهش و تغيير و يا شدت نور
مي شود. |
70000
|
40000
|
|
87
|
عدم
استفاده و يا استفاده غلط از علائم با دست يا چراغ راهنما در گردش به
چپ يا به راست يا هنگام توقف در شهر |
130000 |
40000
|
|
93
|
استفاده نكردن از عينك طبي در حين رانندگي براي كسانيكه در گواهينامه
آنان ضرورت رانندگي با عينك درج شده است. |
130000 |
70000
|
|
95
|
توقف
وسايل نقليه در سطح آسفالت جاده ها و محلهائي كه شانه خاكي وجود دارد
|
130000 |
----
|
|
98
|
شستشوي وسيله نقليه در راهها ( خيابان و جاده ) |
130000 |
40000
|
|
102
|
عدم
رعايت مقررات مربوط به تابلوي ايست يا چراغ قرمز چشمك زن
|
130000 |
40000
|
|
104
|
بوق
زدن غير ضروري و مكرر |
130000 |
40000
|
|
106
|
توقف
وسايل نقليه روي خط كشي عابر پياده و يا فاصله 10 متري آن در سواره رو
|
130000 |
40000
|
|
107
|
عدم
رعايت مسير هاي تعيين شده حركت در معابر منتهي به تقاطعها
|
130000 |
40000
|
|
108
|
صداي
ناهنجار لوله اگزوست |
130000 |
40000
|
|
114
|
حمل
مسافر با وسيله نقليه شخصي و يا غير مجاز در شهرها |
130000 |
70000
|
|
116
|
حركت
در سرازيري با دنده خلاص |
130000 |
70000
|
|
123
|
نداشتن برچسب عوارض ساليانه شهرداري |
130000 |
40000
|
|
126
|
توقف
خودرو در حاشيه راهها كه اقدام به فروش كالا مي نمايند |
150000 |
----
|
|
135
|
حمل
مواد محترقه با وسايل نقليه غير مجاز |
150000 |
70000
|
|
143
|
حمل
تيرآهن و امثال آن بدون رعايت شرايط ايمني و مقررات مربوط
|
150000 |
70000
|
|
161
|
سوار
يا پياده كردن مسافر در خارج از پايانه هاي مسافربري يا محل هاي مجاز
|
200000 |
----
|
|
164
|
حمل
مسافر با وسايل نقليه غير مسافربري |
200000 |
-----
|
|
165
|
عدم
داشتن بغل نويسي خودروهاي با پلاك دولتي |
200000 |
100000 |
|
167
|
جابجائي مسافر با وسيله نقليه عمومي مسافربري بدون داشتن دستگاه
تاخوگراف و يا استفاده از صفحات غير استاندارد در دستگاه تاخوگراف
|
250000 |
------ |
|
168
|
جابجائي مسافر با وسيله نقليه داراي پلاك خصوصي در جاده ها
|
250000 |
-----
|
منبع:
سایت پلیس راهنمایی و رانندگی
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (1)

24 Apr, 2009
واحد پول
برای
انجام یک پروژه داشتم توی ظرف پول خرد ها دنبال سکه های ریز می گشتم که باهاشون
دایره بکشم. چشمم به چند تا سکه خورد. با خودم فکر کردم این دو تا سکه الان واقعا
چه ارزشی دارن؟

یک کم
دیگه گشتم، یه سکه دیگه پیدا کردم، با خودم گفتم یه زمانی از این هم استفاده می شده
واقعا؟

سکه بعدی
رو که پیدا کردم، دیگه مجبور شدم به جای خودم با سکه حرف بزنم: تو یکی دیگه اینجا
چی کار می کنی؟ اگه تا الان هم وجود داری، فقط به خاطر اینه که داری عنوان واحد
پول ایران رو با خودت یدک می کشی!

نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (1)

12 Feb, 2009
ستاد مدیریت بحران
داشتم با خودم فکر می کردم که اصولا
ستاد مدیریت بحران یا ارگان های مشابه که کارشون مدیریت بحران در شرایط خاصه در طول
سال چقدر فعالیت می کنن و چقدر به زیر ساخت ها توجه دارن؟ اصلا آیا برای بحران
تمهیدی اندیشیده میشه یا نه؟
معمولا بعد از هر حادثه طبیعی مثل سیل
یا زلزله یا طوفان یا آلودگی هوا، جلسه ستاد بحران (اعضای
ستاد مدیریت بحران را اینجا ببینید) تشکیل میشه تا به نوعی مشکل رفع بشه
و اوضاع به حالت عادی برگرده، ولی مهمترین موضوع اینه که این بحران چه جوری پیش
آمده یا چرا شدت خسارات انقدر گسترده شده؟ بعضی وقت ها دلیل پیش آمدن بحران از دست
منابع انسانی و در مجموع بشر خارج است. مثل برف سنگین یا سیل یا زلزله، اما جلوگیری
از شدت خسارات و لطمات کاملا قابل پیشگیری توسط انسان است. برای مثال در همین
بارندگی اخیر تهران که آب گرفتگی حتی به بزرگراه ها نیز کشید شده بود، آیا مهار آب
گرفتگی و کنترل آب های سطحی انقدر دشوار و غیر ممکن است؟ چرا در طول ایام سال برای
تامین کانال های عریض اقدامی نمی شود تا در ایام بارندگی شاهد صحنه های آب گرفتگی
نباشیم؟

دریاچه تشکیل شده در
بزرگراه همت
البته در موارد محدود دیده ایم که اگر
مسوولین به فکر حل بحران باشند، بحران قابل حل است. برای مثال تمهیداتی که شهرداری
تهران در تامین کیسه های شن و نمک و ماسه در معابر مختلف شهر، برای پیشگیری از بسته
شدن آنها در هنگام برف اندیشید، اگر چه برف سنگینی نبارید اما ایده بسیار مناسب و
به جایی بود. شاید تامین این حجم شن و ماسه و نمک برای شهرداری تهران بسیار هزینه
بر بوده است و بودجه سنگینی صرف این کار شده است اما در صورت بسته نشدن معبر در
هنگام بارش برف سنگین، وقت و سرمایه بیشتری صرفه جویی می شود که مسلما ارزشی بیش از
بودجه صرف شده دارد. در تمام حوزه های دیگر نیز می توان با تمهیدات این چنینی از
حجم کار در زمان بحران کاست و بحران را زودتر حل نمود.

عکس از
sourehphoto.com
آیا مجموع مشکلات موجود در مواقع بحران
سبب تاخیر در امداد رسانی و کاهش سرعت حل مشکل نیست؟ بهتر نیست به جای تشکیل ستاد
بخران در مواقع خاص، در سایر ایام سال نمایندگان ارگان های مختلف حاضر در ستاد
بحران، برای جلوگیری از خسارات سنگین، حوزه مسوولیت خود را سامان ببخشند که حداقل
در زمان بحران حداقل با بروز مشکلات در حوزه خودشان مواجه نباشند؟فکر می کنید تهران
برای یک بحران مثل زلزله یا سیل چقدر آماده است؟
پ.ن:
دو ساعت دنبال عکس کیسه های شن و نمک توی گوگل گشتم. چرا کسی از این همه کیسه عکس
ننداخته بود؟
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (0)

11 Jul, 2008
آمار و ارقام
دقت کردین این اواخر نحوه ارائه آمار و
ارقامی که توی تلویزیون و رسانه ها پخش میشه چقدر عوض شده؟ یادم میاد قبلتر ها که
می خواستن رشد نرخ تولید یا سرانه یا پیشرفت تکنولوژی در زمینه خاصی رو اعلام کنن،
آمار حال حاضر رو با سال 1357 مقایسه می کردن؛ که یعنی شاه هیچ کاری نکرده بود و ما
این همه کار کردیم. ولی توی یکی دوسال اخیر تمام آمار ها با سال 1383 مقایسه میشه.
سیاست جالبی اتخاذ کردن. خاتمی رو گذاشتن جای شاه و دولت گل و بلبل فعلی شده
سردمدار پیشرفت و بهبود همه شرایط. نمونه آخر همین تیزر های تبلیغاتی وزرات صنایع و
معادن در هفته صنعت و معدن بود. البته سایر آماری که مسئولین وزارتخانه های مختلف
ارئه میکنن، حتی آمارهای ورزشی ارائه شده هم اعداد و ارقام رو با سال 83 مقایسه می
کنند. به نظر شما این حرکت ها تخریب غیر مستقیم دولت قبلی نیست؟ آیا مقایسه های این
چنینی اساسا درست است؟ آیا در زمان خاتمی هم این مقایسه ها با دولت رفسنجانی انجام
میشد؟
پی نوشت:
خیلی دوست داشتم که افزایش نرخ تورم هم نسبت با سال 83 اعلام میشد.
پی نوشت 2:
کپی برداری تا کجا؟ [
لینک نوشته من -
لینک نوشته آنها
(با تمام نظرات و لوگوها و ... یک اشاره کوچک به منبع انقدر سخته؟]
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (5)

7 May, 2008
سینما و اقتصاد
چند وقت پیش داشتم یکی از این فیلمهای
سینمایی دوبله (و سانصور!) شده تلویزیون خودمون رو نگاه می کردم که یه موضوعی توجهم
رو جلب کرد. یکی از فرق های سینمای ایران و سینمای هالیوود می دونین چیه؟ این فرق
با اقتصاد رابطه مستقیم داره!
فرقش اینه که در ایران با توجه به
میزان مبلغ درخواستی توسط گروگان گیرنده فیلم، میشه حدس زد فیلم چند سال پیش ساخته
شده اما توی سینمای هالیوود نمیشه از این تکنیک استفاده کرد...
به نظر میرسه که گروگانگیرهای آمریکایی
کمتر طمع میکنن تا ما ایرانیها! بنده های خدا توی همه فیلمهاشون همیشه کارشون با یک
میلیون دلار راه میفته! اما توی فیلمهای ایرانی، یه موقعی گروگانگیرها با 100 هزار
تومن کارشون راه می افتاد. یه موقعی با 500 هزار تومن، یه موقعی با یک میلیون تومن،
الان هم فعلا با صد میلیون یا یک میلیارد تومن!
نتیجه 1:
طمع چیز بسیار بدی است و به خاطر همین است که سینمای ما پیشرفت نمی کند.
نتیجه 2:
بهتر است گروگانگیرها در فیلمها به جای پول سکه تقاضا کنند.
نتیجه 3:
عجیب پرشتاب است افت ارزش ریال در برابر دلار!
نتیجه 4:
اقتصاد ما وضعش خیلی خراب است.
سوال:
تورم ما چند درصد است؟!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (2)

6 Apr, 2008
مفهوم رو بیخیال، فرهنگ رو دریاب!
مورد اول: ما جملات قلنبه سلنبه
می نویسیم پس هستیم. بار اولی نیست که برای رساندن یک مفهوم ساده جملات بدون فعل و
فاعل را به هم میبافیم و لحاف 40 تکه درست می کنیم. وزارت خانه محترم فرهنگ و ارشاد
اسلامی، متاسفانه ادبیات من از همان دوره راهنمایی ضعیف بوده است.
اگر ممکن است برای من توضیح دهید عبارت زیر یعنی چه؟!
"مشارکت هنرمندان به صورت حرفه ای در بازآفرینی هنری مفاهیم کارآفرینی
فرهنگی و توسعه مفاهیم ارزش آفرینی فرهنگی به عنوان کلید گسترش همه جانبه
نگرش های کارآفرینی در حوزه فرهنگ"
مورد دوم: مزدک میرزایی هنگام
گزارش بازی استقلال و پرسپولیس می گوید: "... به هر حال سال نوآوری و شکوفاییه ...
و هر تیمی که خلاق تر باشه مسلما موفق میشه..."
پی نوشت مورد
اول: خدا به همه ما صبر بدهد!
پی نوشت مورد
دوم: خیلی ممممنونم... عجب تحلیلی... به به واقعا!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (4)

21 Nov, 2007
نامگذاری به سبک ایرانی
در وصف نام گذاری مدل های مختلف
خودروهای تولید داخل تا حالا خیلی چیزها شنیدم. میگن پژو RD -که
همون پژو حسرتی خودمونه- برای این اسمش شده آر دی که
اولین سری پژوهای کولر دار با موتور پیکان بوده و به دلیل واژه kooleR
Dar
اسمش رو گذاشتن RD!
یا همین پژو 206 صندوق دار که اسمش رو گذاشتن SD هم ظاهرا با همین طرز فکر نام
گذاری شده! ازاون جایی که این پژو
Sandoogh
Dar
می باشد، نام مبارک SD رو انتخاب کردن!
اما از همه اینا عجیب و غریب تر داستان نامگذاری سمند LX هستش که چند وقت پیش یکی
از دوستان تعریف می کرد. این دوست ما می گفت قبل از پروژه سمند LX، توی ایران خودرو
یه پروژه دیگه تعریف شده بوده به اسم X7، ظاهرا این پروژه بنا به دلایلی موفقیت
آمیز نبوده و متوقف شده، مثل این که یه سری قطعات از جمله لوگوی X7 جلو جلو تولید
شده بوده و اعضای تیم نامگذاری هم دیدن چه کاری بهتر از صرفه جویی ارزی و برعکس
کردن لوگو و نام گذاری سمند جدید به اسم LX!!!

با این که تو عکس همچین بی تفاوت به X7
هم نیست، اما ما که این داستان ها رو باور نکردیم. اگر چه از اون دوتا نامگذاری
قبلی (RD و SD) بعید نیست این یکی (LX) هم صحت داشته باشه. از ذهن خلاق ایرانی
جماعت هرچی بگی برمیاد. الله اعلم!
*
فوتوبلاگ هم به روز شد.
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (3)

10 Sep, 2007
تله سی یژ
خوب شد نمردیم و یکی از معایب مهم
کوهنوردی رو هم توی دربند دیدیم!

در همین راستا:
- اشعه ماورای بنفش خورشید برای پوست بسیار
خطرناک است، برای پیاده روی و حفظ سلامت خود از
Treadmill استفاده کنید.
- استفاده از مایع ظرفشویی در دراز مدت به
پوست دست شما آسیب می رساند، برای شستن ظروف از ماشین ظرفشویی استفاده کنید.
- کوهنوردی علاوه بر خستگی عضلات، خطر سقوط از
ارتفاع را به همراه دارد، برای استفاده از هوای پاک کوهستان از تله کابین استفاده
کنید.
خب ما هم برای آسیب نرسیدن به زانو
هامون از تله سی یژ استفاده
کردیم:

تله سی یژ دربند
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (10)

2 Sep, 2007
نزدیک نشوید
این مجسمه استاد بزرگ بازیگری،
عزت الله انتظامی،
رو توی خانه هنرمندان تهران دیدین؟ خیلی شبیه خود استاده و در نگاه اول خیلی واقعی
به نظر می رسه... این طور نیست؟
البته مجسمه رو گذاشتن بالای پله ها و جلوی پله ها رو هم زنجیر کشیدن که کسی نره
بالا تا به مجسمه دست بزنه. برای ما ایرانی ها؛ که هر کاری رو که میگن نکنین بدتر
انجامش میدیم، ظاهرا این روش بهترین روشه: سیاست "نزدیک نشوید!" به جای تابلوی "دست
نزنید!"

نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (1)

29 Aug, 2007
آنچه مهم است، حفظ آبروست!
بالاخره بعد از 3 ماه، معاونت امور خدمات دانشکده فنی
تصمیم گرفت لامپی که قرار بود (توی این پست) بیفته روی سر یک بنده خدایی رو به شکل
زیر درست کنن! این که لامپ افتاده یا نه، یا مسئولان قبل از اومدن دانشجویان
جدیدالورود به صرافت افتادن که به دانشکده سر و سامان بدن معلوم نیست! لامپ باید
درست می شد که شد! دستشون درد نکنه!
|

بعد از
صرافت |

قبل از
صرافت |
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (3)

13 Jul, 2007
سهمیه بندی بنزین و صنعت گردشگری

تابستان قبل از کنکور، برای خودم خوب
این ور و اون ور می رم... بعد از
سفر دو روزه طالقان،
یه سفر دو روزه هم شمال رفتیم... امسال شمال همون شماله با این تفاوت که پرنده تو
هیچ شهری پر نمیزنه... از صدقه سری دولت مهرورز و سهمیه بندی بنزین، بازار روز
نوشهر که 5 شنبه ها تابستان توش جا برای سوزن انداختن نبود، امسال خلوت خلوت بود...
امسال توی خیابون ها و پارک ها هم خبری از چادرهای 4 نفره و 6 نفره و ملتی که شب تا
صبح رو کنار خیابون می گذرونن نیست... توی خطه شمال بیشترین درامد سالانه کسبه توی
فصل تابستان و 13 روز عیده، و خیلی از مردم بار یکسالهشون رو با همین فروش تابستان
و عید می بندن برای همینه که امسال همه کاسب ها دادشون هواست که کارشون کساد شده!
اگر چه صنعت گردشگری ایران، از آغاز یه صنعت فلج و مریض بوده و درامد چندانی
نداشته؛ ولی با تمام اینها فکر می کنم امسال درامد حاصل از گردشگری به پایین ترین
حد خودش برسه. مطمئنا کسانی که امسال قصد داشتن تابستان با ماشین شخصی به شهرهای
دور مثل تبریز، مشهد، شیراز و کرمان و ... برن، از مسافرت صرف نظر خواهند کرد و
مسلما با کم شدن توریست در شهرهای توریستی یا زیارتی درامد و زندگی مردم اون منطقه
هم مختل خواهد شد. از خالی ماندن هتل ها و فروش نرفتن غذای رستوران ها بگیرید تا
خالی ماندن مراکز و مکان های توریستی شهرهای مختلف. و این همه ضرر و زیان به خاطر 5
حرف ساده!
... و با تمام اینها روزنامه همشهری (پنجشنبه 21 تیر 86) در صفحه 3 تیتر می زند:
"سهمیه بندی بنزین برای صنعت
گردشگری فرصت است نه تهدید"
و
ایسکانیوز از قول رئیس سازمان میراث فرهنگی استان خوزستان می نویسد:
"سهمیه
بندی بنزین ، صنعت گردشگری را متحول می کند"
بله، عجیب متحول می کند. اجبار مردم برای مراجعه به آژانس های مسافرتی و پرداخت
هزینه اضافی برای سفرهای برون شهری، کاهش سطح درامد در شهرهای توریستی، کاهش قابل
توجه سهم گردشگری، اینها همه فرصت است و به نفع مردم و مملکتشان است!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (4)

2 Jul, 2007
سواد تابلو نویسی
با این که دوست ندارم اینجا بیشتر شبیه
فتوبلاگ بشه تا وبلاگ ولی می خوام این عکس رو هم اینجا بذارم، تا وقتی میگم زنجان
پر از سوژه است باور کنین. این عکس رو از سبزه میدان زنجان گرفتم؛ شما داشته باشید
سواد دوست تابلو نویس ما رو که که "گرو" رو "گروه و" نوشته است. من فکر می کنم آدم
وقتی که تابلو نویس میشه حداقل باید یه سواد ضمنی داشته باشه که از این جور سوتی ها
نده دیگه... نه؟
و تبریک میگم به ستاد بزرگداشت که تابلو رو نگاه هم نکردن! یعنی تو اون واحد روابط
عمومی به اون بزرگی کسی نیست بیاد یه نگاه به تابلو بندازه که اینطوری مضحکه مردم
نشه؟

**
راستی باز که بلاگرولینگ ف ی ل تر شده که! این چه وضعشه؟
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (8)

8 Jun, 2007
من خوشحالم، چون مالیات می دهم
چکی که مربوط به پست "بروکراسی
اداری" بود بالاخره بعد از 2 هفته و 10 تا امضا و پاراف وصول شد. عجب مکافاتیه
این کار کردن با ادارات دولتی! از همه این ها که بگذریم، من نمی فهمم دیگه 5 درصد
مالیات چه صیغه ایه که برداشتن از مبلغ فاکتور کم کردن؟ این دیگه چه جور مالیات
گرفتنه؟ من نمی دونم دیگه چندرغاز هم مالیات داره آخه؟ من نه از امکانات دولتی
استفاده کردم نه از مزایاش. تازه همه چی رو هم 20 درصد زیر قیمت واقعیش حساب کرده
بودم! اینم از این؛ بیا و خوبی کن. الان می فهمم چرا تو همه ادارات دوتی فاکتور ها
چند برابره...هیچ وقت هیچ کس نمیاد براورد کنه که هزینه واقعی چقدره، مهم اینه که
قوانین مصوب اجرا بشه!

نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (4)

25 May, 2007
آنچه مهم نیست، جان دانشجو است!
توجه شما رو به گفتگوی کوتاهی
میان من و یکی از این آقایون بخش خدمات دانشکده فنی دانشگاه زنجان جلب می کنم:
من: آقا این خطرناکه ها!
خطر مرگ داره... به هیچ جا وصل نیست! امروز فرداست که بیفته کار دستتون بده ها! اگه
بخوره تو سر یه دانشجو می دونی چه قشقرقی تو دانشگاه راه میفته؟
اون: ول کن بـــــــــابـــــــــــــا! تا حالا که مونده... از این به بعدم
میمونه... می دونی، این کار هر کسی که نیست که! بالابر میخواد... ما هم که
نداریم... پس بیخیال.
من: بابا پس حداقل یه چوبی، صندلی، علامتی چیزی بذار که کسی از اینجا رد
نشه!
اون: نـــــمـــی خــــواد! از اینجا زیاد کسی رد نمیشه!
* حالا خودتون قضاوت کنین خطر داره یا نه! دیگه رسما
داره میفته دیگه! عجب جان این آدم ها مهم است برای من و تو!

پ.ن.:
هاست محترم، لطف کردن و تنظیمی تو
سرور انجام دادن که دیگه از دست اسپم ها راحت شدم، فقط با یک کلمه "آزادی". این
کلمه معجزه می کنه انصافا!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (4)

22 May, 2007
بروکراسی اداری
اینم از سیستم بروکراتیک مسخره ایران.
تو رو خدا ببینید برای گرفتن چندرغاز پول (برای
طراحی اینجا) چند تا امضا و پاراف و ... باید گرفته بشه. الان می فهمم چرا این
همه طرح عمرانی و پژوهشی نیمه تموم تو ایران هست و عملیاتی شدنشون این همه زمانبره؛
وقتی توی دانشگاه به این کوچیکی برای یه مبلغ جزیی این همه باید امضا گرفت و دوندگی
کرد، وای به حال یه طرح ملی:

پ.ن: همین الان زنگ زدم برای
پیگیری، با کمال شعف و شادمانی، ظاهرا نامه توی دفتر امور مالی گم و گور شده! خدا
به خیر کند پرداخت را! امیدوارم بعد از پیدا شدن نامه، چک
دانشگاه زنجان برگشت نخوره!!!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (3)

11 May, 2007
اخراجی ها
تو 4 هفته اخیر که با اتوبوس
رفتم زنجان یا برگشتم، عین هر 4 دفعه فیلم
اخراجی ها
رو گذاشتن. من نمی دونم این فیلم چی داره که انقدر طرفدار پیدا کرده و فروش کرده.
نظر خودم اینه که فیلم
لیلی با من است
آقای کمال
تبریزی 100 برابر از این فیلم مزخرف قشنگ تر بود. اخراجی ها فقط یه سری حرف های
قدیمی و کلیشه ای با یه فیلم نامه کاملا آماتوره که از نیمه دوم فیلم به طور مسلسل
وار پند اخلاقی و شعار های جنگی به سمت مخاطب شلیک می کنه. در حدی نیستم که بخوام
از نظر هنری راجع به فیلم نظر بدم، ولی به عنوان یه مخاطب سینما هر بار که این فیلم
رو میبینم برای سینمای ایران متاسف می شم.

این دفعه که فیلم رو دیدم، یکی
از دیالوگ های فیلم اخراجی ها خیلی برام جالب بود:
مرضیه (خواهر مجید سوزوکی -
نگار فروزنده):
مرده شورت رو ببرن، تو از عشق و عاشقی هیچی سرت نمیشه!
بایرام (اکبر
عبدی): به خدا سرم میشه، ولی موقعیتش پیش نمیاد.
>> دارید برداشت
مسعود ده نمکی
رو از عشق و عاشقی دیگه؟
پی نوشت:
طرح مبارزه با بدحجابی همچنان داره با
جدیت دنبال میشه... اینم یه سری عکس دیگه از فلکه آریاشهر (صادقیه):


نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (4)

24 Apr, 2007
فرهنگ رانندگی
رانندگیش زیاد خوب نیست. یعنی اصلا خوب
نیست. تو ماشینش که میشینی یه جورایی احساس می کنی که زمان متوقف شده... بس که آروم
میره آدم دق می کنه... من که تا حالا نپرسیدم ولی احتمالا اگر از خودش بپرسی میگه
احتیاط ضرری نداره! همیشه فاصله قانونی با ماشین جلوییش رو حفظ میکنه و همیشه آروم
تر از بقیه ماشین ها رانندگی می کنه... هر وقت داره به چیزی فکر میکنه حواسش دیگه
به زانندگی نیست، نمونه کامل کسی که نمیتونه 2 تا کار رو با هم انجام بده...
تا حالا بیشتر از 20 بار وسط خیابون سرعتش رو در حد صفر پایین آورده و برای پیدا
کردن مسیر درست به تابلوهای خیابون ها نگاه کرده... وقتی به ماشین هایی که ازمون
سبقت میگیرن نگاه میکنم، می تونم اعصاب داغون و یک دنیا فحش و بد و بیراه رو از تو
نگاهشون بخونم.... توی لاین سرعت اتوبان تهران - کرج با سرعت مطمئنه (!!) 60
کیلومتر در ساعت حرکت می کنه و تا ماشین پشتی 30 ثانیه کامل دستش رو روی بوق نذاره،
خط سرعت رو ول نمی کنه! تازه موقعی که داره میکشه کنار، غر غر میکنه که "عجب
آدمهایی پیدا میشن ها! همه عجله دارن! حالا کجا می خوای بری مگه؟"
البته برای آدمی که تو زندگیش این همه سختی کشیده و تازه مکانیزه شده، این جور
رانندگی کردن زیاد هم عجیب نیست... ولی اگر یه همچین آدمی یه روز بیفته جلوی ماشین
من، یا همون 2 دقیقه اول میگیرمش، یا می زنم کنار و 5 دقیقه صبر میکنم تا کاملا دور
شه... دیگه حوصله این جور شوک های روانی رو ندارم!!!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (3)

27 Mar, 2007
آزادی فردی تا کجا؟
به برکت ایام نوروز و آزادی و
رفاه نسبی در سطح جامعه، هم اکنون شاهد آن هستیم که، هر کس هر جور دلش خواست می
تونه بیاد تو خیابون؛ مخصوصا اگر اون خیابون تو یه شهر ساحلی باشه...

نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (3)

4 Nov, 2006
رسم معرفت!
اولا، بعد از حدود یکسال بالاخره در یک اقدام انقلابی یه سری تغییرات تو قالب وبلاگ دادم. البته تغییرات اونقدر هم اساسی نیست، بیشترش شامل تغییر banner و تغییر رنگه؛ ولی از اونجا که سیستم MT چندین قسمت مختلف برای Archive هم داره، همین تغییرات، کلی (4-5 ساعت) وقتم رو گرفت.
ثانیا، بعضی وقتا حالم از بعضی از آدم ها به هم می خوره! زیادن آدم هایی که برای راه افتادن کارشون جلوی آدم مخلصم و چاکرم میگن و 100 تا sms و پیغام میدن که یادت نره کارم رو راه بندازی ولی همین که خرش از پل گذشت نه تنها جواب تلفن هات رو نمیده، بلکه وقتی بهش میگی چرا جواب ندادی میگه تو خوابگاه بودم نفهمیدم! (در حالیکه موقعی که زنگ می زدم، داشتم از طبقه بالا نگاش می کردم که چه جوری موبایلش رو به دوستش نشون میده و دوباره بر می گردونه تو جیبش!!!)
بابا یا کتاب رو بیار پس بده یا حداقل بیار تمدیدش کن، تاخیر از 10 روز بیشتر بشه منو 1 ترم محروم می کنن ها! البته چه خیالیه کارت من بدبخت رو پانچ می کنن، تو رو که کاریت ندارن!
ثالثا، از دوستانی که در زمینه های دینی مطالعات دارن یه سوال دارم. تا حالا کسی در کتابهای آسمانی سایر ادیان (مثل انجیل و تورات و اوستا و ...) متنی که بر موجودیت "جــــن" تاکید کنه یا بهش اشاره کنه، خونده؟ دلم می خواد بدونم این موجودات که در قرآن راجع بهشون حتی سوره هم داریم، توسط بقیه ادیان هم تایید میشن یا فقط ما مسلمونا بهشون اعتقاد داریم؟
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (2)

5 Oct, 2006
دزدی جدید مخابرات
سیم کارت را خودت می سوزانی یا برایت بسوزانم؟!
کسانی که در تهران از موبایل استفاده می کنند می دانند که ناپدید شدن ناگهانی آنتن در تلفن های همراه امری کاملا عادی است. اتفاقی که معمولا دقایقی طول می کشد و سپس رفع می شود. اما این اتفاق گاهی می تواند طولانی تر هم بشود!!!
پنج شنبه هفته پیش وقتی از سر کار برگشتم خونه، موبایل رو نگاه کردم ببینم sms یا missed call نداشته باشم، دیدم طبق معمول هر روز آنتن یهو پرید. از اونجایی که این اتفاق خیلی وقتا می افته اصلا اهمیت ندادم و موبایل رو گذاشتم نزدیک پنجره که آنتن بده و رفتم دنبال کار هام. 4-5 ساعت بعد برگشتم، دیدم باز هم موبایل آنتن نداره! آنتن رو search کردم و No netwok coverage را مشاهدت نمودم. گفتم شاید آنتن منطقه قطعه؛ آخه از مخابرات هر چی بگی برمیاد! موبایل رو گذاشتم کنار با این امید که شاید تا فردا درست بشه. صبح جمعه باز دیدم آنتن ندارم. گفتم شاید اشکال از گوشیه، برای همین رفتم سراغ یه گوشی دیگه ولی سیم کارت تو اون گوشی هم آنتن نداشت.
اول فکر کردم سیم کارت (خط) رو قطع کردن، ولی بدهی پیشین نداشتم. در ضمن از سه و سال و نیم (40 ماه) پیش که سیم کارت رو تحویل گرفتم، یکبار هم سیم کارت رو به خاطر PIN یا Security code اشتباه نسوزونده بودم، برای همین حتی به فکرم هم خطور نکرد که سیم کارت "خود به خود" سوخته باشه!
با اعصاب داغون از 118 شماره چند تا دفتر امور مشترکین رو گرفتم و زنگ زدم ولی هیچکدوم جواب نمی دادن. 09990 هم فقط روی بخش تلفن گویا بود و قسمت "تماس با اپراتور"ش کار نمی کرد. مجبور شدم یه 24 ساعت دیگه هم تحمل کنم تا شنبه! بابا می گفت تو روزنامه همشهری (بعدا که گشتیم فهمیدیم مورخ 27 شهریور بود.) هم نوشته بود که یه سری از سیم کارت ها خود به خود سوختن و هیچ کس هم پاسخگو نیست. به یکی از دوستام زنگ زدم، قضیه رو بهش گفتم، گفت چند وقت پیش به برنامه پخش کردن که توش می گفت عمر سیم کارتها 2-3 ساله!!! دیگه مطمئن شدم که یه گند دیگه به گندهای قبلی مخابرات اضافه شده!!! تشویق!
شنبه ساعت 9 رفتم امور مشترکین. واسه زنه همه قضیه رو تعریف می کنم.
میگه: سیم کارته دیگه، می سوزه!
میگم: حالا این سیم کارتی که خود به خود می سوزه، من باید پولش رو بدم؟
میگه: نه الان که نمی خواد پول بدین، پول میاد رو قبضتون!
تو دلم میگم: بابا تو دیگه چه خری هستی؟ بعد بلند میگم: خب بعدا که بازم باید من پولش رو بدم!!!
دوباره میگم: اینجا رئیس نداره من باهاش حرف بزنم؟
میگه: ماه رمضونه! نیستن!
تو دلم فحش میدم میام بیرون.
زنگ می زنم 09990 قضیه رو دوباره توضیح میدم. بهم میگن لابد کد اشتباه زدین. میگم بابا من 3 ساله این سیم کارت دستمه تا حالا یه بار هم کد اشتباه نزدم و تا حالا نسوخته چرا الان باید یهو بسوزه؟! چرت و پرت تحویلم میدن. تصمیم میگیرم برم یه مرکز دولتی، این بی شرف ها جواب درست حسابی نمیدن.
مرکز دولتی شهید یگانه:
- آقا سلام، این خط من 3 روزه آنتن نداره! SIM Card Rejected هم نمی نویسه. فکر کنم قطعش کردین!
- شماره ت رو بگو.
- 09122005.....
- خطت وصله! بدهی نداری! مشکلی نداره!
- خب منم می دونم بدهی ندارم! زحمت کشیدین... چرا آنتن نداره ؟!
- خب لابد سیم سوزوندی... کد اشتباه زدی؟
- (میخوام فحش بدم ولی خودم رو کنترل می کنم، کل قضیه رو دوباره توضیح میدم، جریان روزنامه و حرفهای دوستم رو هم میگم)
- این حرفها چرته! (دلم میخواست کامپیوترش رو تو سرش خورد کنم!) خب سیم کارته دیگه می سوزه! ما که تعهد ندادیم تا ابد کار کنه! (طرز جواب دادن رو دارین دیگه؟!) لابد از یه منطقه پرفشار برق رد شدی! موبایلت بغل آهن ربای قوی بوده! ...
- بابا من 3 ساله دارم یه مسیر رو میرم و میام سیم نسوخته، این حرفای مسخره چیه می زنین؟!
- نمی دونم اقا! به هر حال خطت وصله...
(دزد های بی شرف!)
این همه سگ دو زدم، دست آخر هم مجبور شدم برم امور مشترکین و درخواست یه سیم کارت نو بکنم! در ضمن از مزایای اینجور دزدی ها می توان به
+ 7000 تومان رو قبض بعدی!
+ 135 تا شماره save شده تو سیم کارت پَـــــــر!
+ غرغر و تیکه انداختن کار فرما که چرا کارت داشتم گوشیت خاموش بود...
نیز اشاره کرد.
پی نوشت:
1- با آغاز سال تحصیلی جدید و به دلیل حضور در دانشگاه، بیشتر از هفته ای یکی دوبار نمی تونم بنویسم.
2- لینک کلیه مراکز تلفن هوشمند به همراه شماره تلفن های 10 رقمی و قیمت ها - بر گرفته از سایت شرکت دزد مخابرات استان تهران!!!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (20)

8 Jul, 2006
کارشکنی برای انجمن
زمانی (سال تحصیلی 84-85) که عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان بودم (الان دیگه نیستم، چون انتخابات برگزار کردیم و انجمن رو سپردیم به دوستان دیگه مون) طرح راه اندازی سایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان رو اجرا کردیم و با همون اندک امکاناتی که داشتیم، پروژه سایت رو سوئیچ کردیم... سایت بالاخره روی فضای دانشگاه upload شد و این بهترین راه برای جلوگیری از فیلتر شدن سایت انجمن بود، چون تحت نام دانشگاه فعالیت می شد و نهادهای خارجی برای فیلتر کردن سایت نمی توانستند اعمال فشار کنند. درحقیقت می توانستیم (هم توانش را داشتیم و هم بودجه اش را) که سایت را در فضایی غیر از فضای دانشگاه و در آدرس هایی چون anjomanzanjan.com یا anjomanznu.com و ... پیاده کنیم ولی ترس از فیلترینگ و بر باد رفتن بودجه مجبورمان می کرد که با اعمال فشار بر مسئولین از خود دانشگاه برای سایت انجمن فضا بگیریم. ولی چه سود که کار شکنی های مسولین دانشگاه، از مسئول پشتیبانی سایت گرفته تا معاون پژوهشی دانشگاه، باعث شد که سایت از دسترس خارج بشه... با هزار خواهش و التماس از هیات نظارت و رییس دانشگاه توانستیم این اجازه رو بگیریم که سایت در دسترس باشه... تا بعدا (در فرصت های بعدی) از طریق قانونی و بوروکراتیک مساله سایت رو پیگیری کنیم... با این حال در این زمان که این مطلب رو می نویسم سایت انجمن همچنان از دسترس خارج است....
در حقیقت کارشکنی های مسئولین و مدیران ارشد دانشگاه های کشور و سنگ اندازی های متعدد در مسیر راه انجمن های اسلامی که به واقع آخرین سنگر دانشجویی است همواره رنج آور و توان فرساست؛ در واقع صرف وقت و انرژی فراوان برای برگزاری برنامه های مختلف (از قبیل کنسرت، پخش فیلم، سخنرانی، تریبون آزاد، انتشار و توزیع نشریه و ... ) به تنهایی و به نوبه خود خستگی فراوانی را برای برگزار کنندگان در بر دارد و این خستگی هنگامی دوچندان می شود که برنامه ای که با صرف وقت و انرژی زیاد آماده برگزاری شده، به ناگاه و بنا به دلایل واهی از سوی مسئولین لغو و برگزاری آن غیرقانونی اعلام می گردد.
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (1)

3 Apr, 2006
مرد ساعت ها
واقعا که مسخره کردن خودشون رو با این ساعت بازی هاشون... دیگه دارن شورش رو در میارن!
- 28 اسفند 84 اعلام میشه که به دلیل جلوگیری از سردرگمی مردم و عدم کاهش مصرف برق (که هدف اصلی عقب جلو کردن ساعت ها بوده!!!) ساعت کشور از این به بعد دست نمی خوره! ...و مردم سر در گم نمی شوند!!!
- هم چنین اعلام می شود که چون ساعت ها جابجا نشده، در عوض شروع به کار مدارس ساعت 7، و ادارات دولتی ساعت 7:30 صبح است... و مردم سر در گم نمی شوند!!!
- در هفته اول عید، هواپیمایی کشوری اعلام میکنه که چون ساعت ها عقب کشیده نشده، (و ما فکر می کردیم عقب کشیده میشه!!!) ساعت پرواز های خارجی یک ساعت زودتر از زمان ثبت شده در بلیط انجام می شود... و مردم سر در گم نمی شوند!!!
- در هفته دوم عید، آموزش و پرورش استان تهران اعلام میکند که زمان گشایش مدارس استان تهران (شامل شهر تهران و شهرستان های استان تهران) همان 8 صبح است و تغییر نکرده است... و مردم سر در گم نمی شوند!!!
- در روز 13 فروردین، آموزش و پرورش استان تهران اعلام می کند که زمان گشایش مدارس در شهر تهران 7 صبح و در شهرستان ها 8 صبح است ...و مردم همچنان سر در گم نمی شوند!!!
- در روز 14 فروردین اعلام می شود که اصلا به ما چه که در تهران ساعت 7 صبح مدارس را باز میکنند، به این ترتیب زمان بازگشایی مدارس هر استان باید توسط استانداری مربوطه تعیین شود و اصلا گور پدر آغاز به کار هماهنگ مدارس... و باز هم مردم سر در گم نمی شوند!!!
محمود جان! به خدا گم و گور شدیم، ما اصلا می خوایم سر در گم باقی بمونیم! تو بیا برو همون لُری حرف بزن فقط ساعت ها رو درست کن، سر جدٌت!!!
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (7)

19 Mar, 2006
سال 84
سلام،
این احتمالا آخرین پست سال 84 شمسیه!
سال 84، سال پر تلاطمی بود، پر از اتفاق و حادثه؛ تلخ و شیرین:
فروردین 84:
- بازی ایران و ژاپن، برد ایران، کشته و زخمی شدن جمعی از هوادارن به دلیل سو مدیریت و فشار جمعیت بعد از بازی
- پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیکهای جهان از دنیا رفت.
اردیبهشت 84:
- نقص فنی هواپیمای بوئینگ 707 ساها، مبدا کیش، مقصد تهران. عمل نکردن ترمزها، سقوط به داخل رودخانه. 2 کشته،47 مجروح و کودکی که هرگز پیدا نشد.
- بازار انتخابات ریاست جمهوری داغ می شود: قالیباف از فرماندهی نیروی انتظامی استعفا می دهد. کروبی وعده 50،000 تومانی را مطرح می کند.محمود احمدی نژاد، علی توکلی، محسن رضایی، علی لاریجانی و علی اکبر ولایتی برای شرکت در انتخابات اعلام آمادگی می کنند. هاشمی رفسنجانی میآید. ولایتی به نفع او کنار می رود. توکلی نیز به نفع قالیباف کنار می کشد. بساطی است!
- عباس عبدی پس از 30 ماه زندان، از اتهام پرونده نظرسنجی تبرئه می شود.
- تولید پیکان متوقف شد. خداحافظ پیکان!
- بازار انرژی هستهای هر لحظه داغتر می شود.
خرداد 84:
- شوک انتخابات. رد صلاحیت معین، مهرعلیزاده، زوارهای، ابراهیم یزدی و ... . "نامه مصلحتآمیز"! به لجن کشیده شدن دو نفر!
- موافقت سازمان تجارت جهانی (WTO) با عضویت ایران در این سازمان به عنوان عضو ناظر.
- درگذشت موذن پرآوازه ایران، رحیم موذنزاده در سن 80 سالگی به علت سرطان.
- صعود تیم ملی ایران به جام جهانی 2006 با پیروزی مقابل بحرین. تخریب اموال عمومی. 15 مجروح، 48 حریق در سطح شهر.
- 4 انفجار شدید در اهواز، 7 کشته، 90 مجروح
- دور اول انتخابات! غیرمنتظره! داد و بیداد برادر لر مون! آی هوار! حماسه 27 خرداد!!!
تیر 84:
- دور دوم انتخابات! 17 میلیون در مقابل 10 میلیون! افتضاح 2! زنده باد عدالت! زنده باد مهرورزی! زنده باد رجایی 2!
- لغو سفر حداد عادل به ایتالیا و لغو ضیافت ناهار به دعوت رییس پارلمان بلژیک، به دلیل شروط طرف ایرانی: 1- مشروبات الکلی سر میز سرو نشود. 2- با زنان دست نمی دهیم!
لغو دیدار رییس سنای بلژیک با حداد! چون رییس سنا یک زن بود! زنده باد اشاعه فرهنگ اسلامی!!!
- انفجارهای لندن! 11 سپتامبر اروپا!
- گنبد سلطانیه، واقع در 30 کیلومتری زنجان؛ به عنوان بزرگترین گنبد آجری جهان در یونسکو به ثبت جهانی رسید.
- انتقال اکبر گنجی، زندانی سیاسی، به بیمارستان پس از 36 روز اعتصاب غذا.
مرداد 84:
- آخرین مصاحبه رسمی خاتمی در کسوت رییس جمهور، اعلام فک پلمب UCF اصفهان، رد طرح اروپا، بیانیه شدیداللحن علیه ایران مبنی بر تعلیق کامل فعالیت های هستهای!
- مرگ ملک فهد، پادشاه عربستان.
- ترور قاضی مقدس، قاضی پرونده هایی چون کنفرانس برلین و اکبر گنجی.
- خداحافظی خاتمی پس از 8 سال با مسند ریاست جمهوری.
- عدالت گستری، مهرورزی، خدمتگزاری و پیشرفت مادی و معنوی، حکم تنفیذ می گیرد.
- مهمترین مقام امنیتی کشور (دبیر شورای عالی امنیت ملی) انتخاب می شود. سوابق: 2 سال وزرات فرهنگ، 10 سال ریاست صدا و سیما، نفر ششم انتخابات ریاست حمهوری!!! مرسی از این حسن انتخاب!
شهریور 84:
- اصولگرا ها به خودشان هم رحم نمی کنند. 4 وزیر نتوانستند رای اعتماد بگیرند.
- توفان کاترینا! هرج و مرج! کشته های بی سابقه در تاریخ آمریکا!
- آمریکا به حداد عادل ویزا نمی دهد. رییس مجلس نتوانست در اجلاس روسای مجلس دنیا در نیویورک شرکت کند.
- خلبان عزیزمون، نفر چهارم انتخابات ریاست جمهوری، مرد شمارههای 3 رقمی! میشه شهردار تهران! ماشاالله پست ها خوب تقسیم میشه ها!!!
- سوتی ها آغاز می شود. اولین سفر رسمی! مجمع عمومی سازمان ملل! طرح های پیشنهادی ایران برای اداره دنیا! هاله نور! فروش اورانیوم غنی شده! دنیا به ما می خندد! دنیا از دست ما عصبانی است!
- اولین صدراعظم زن آلمان انتخاب می شود.
- اتحادیه اروپا خواستار تعیین مکانیسم ماشه برای تهران می شود. پرونده ایران به شورای امنیت گزارش خواهد شد. به همین زودی ها!
مهر 84:
- بحران هستهای شکل می گیرد. مجلس تعلیق اجرای پروتکل الحاقی را تصویب می کند.
- اختیارات محمع تشخیص مصلحت نظام افزایش مییابد. نظارت بر 3 قوه! ایول توزیع قدرت! دوره بعدی می خوام کاندیدای ریاست جمهوری شم!
- محمد البرادعی، دبیرکل آژانس بین المللی انرژی هسته ای، برنده جایزه صلح نوبل 2005 می شود.
- 7.6 ریشتر زلزله در هند، پاکستان و افغانستان. 40 هزار کشته!
- گولدکوئیست نیز رفت قاطی باقالی ها!
- باز هم انفجار در اهواز! 5 کشته و 102 مجروح! ایران تحقیق می کند، ایران محکوم می کند، ایران می یابد، انگشت اتهام اینبار به سمت انگلیس است!
آبان 84:
- هر دم از این باغ بری می رسد، تازه تر از تازه تری می سد!!! سوتی ها ادامه دارند: "موج بیداری در دنیای اسلام با تکیه بر معنویت و مبارزه شکل گرفته و به زودی این ننگ یعنی وجود رژیم صهیونیستی را از دامن اسلام پاک خواهد کرد."
موج اعتراضات! کوفی عنان این اظهارات را نگران کننده می خواند! سران اتحادیه اروپا محکوم می کنند! سفیران ایران در اسپانیا، انگلیس، فرانسه، روسیه و کاردار ایران در آلمان احضار می شوند! اسرائیل خواستار حذف ایران از جامعه جهانی است! مسئول مذاکرات صلح در تشکیلات خودگردان فلسطین هم ما را مسخره می کند: " بهتر است ایران به جای آنکه اسرائیل را از نقشه جهان محو کند، کمک کند فلسطین بر نقشه جهان ظاهر شود." شورای امنیت در بیانیه ای رسما سخنان رجایی 2 را محکوم می کند!
اینجاست که دقیقا باید گفت: بابا تو دیگه کی هستی، باب تو دیگه کی هستی!!!
- سفیران ایران از آلمان، انگلیس، فرانسه و مالزی به کشور فراخوانده شدند.
- منوچهر آتشی چهره ماندگار ادبیات ایران در 74 سالگی در گذشت.
آذر 84:
- سومین وزیر پیشنهادی برای وزارت نفت هم رای نمی آورد. مجلس ول کن نیست! اون زنگنه بدبخت مگه چش بود آخه؟!
- برای اولین بار یک روحانی رییس دانشگاه تهران می شود! نفوذ حوزه در دانشگاه! اعتراض! اعتراض! اعتراض! خــــــفه!!!
- مرتضی ممیز، پدر گرافیک ایران درگذشت.
- هواپیمای C130 حامل خبرنگاران که برای تهیه گزارش از مانور نظامی به چابهار اعزام شده بودند، پیش از خروج از تهران سقوط کرد. 68 نفر از اهالی رسانه کشته شدند.
- آلودگی هوا، تهران را به تعطیلی 2 روزه و مدارس را به تعطیلی یک هفته ای کشانید.
- بازهم سوتی! اظهار نظرات عالمانه! تو نمی خوای دست برداری دیگه؟! محمود احمدی نژاد در نشست فوق العاده سران کشورهای اسلامی در عربستان اعلام میکند که: "ما کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم را قبول نداریم. و اگر آلمان و اتریش راست می گویند چرا چند ایالت خود را به یهودیان نمی دهند تا در آنجا دولت تشکیل دهند." سفرای ایران در آلمان و اتریش احضار می شوند.
چند روز بعد در زاهدان پیشنهاد انتقال اسراییل به اروپا، آمریکا، کانادا و آلاسکا داده می شود.
این اصلا هیچی نوفهمه!!!!!!!
- بالاخره تکلیف وزرات نفت روشن می شود.
- چه می کند این هاله نور!!!
دی 84:
- روسیه برای غنی سازی به ایران طرح پیشنهاد می کند.
- حال آریل شارون وخیم گزارش می شود. احمدی نژاد در قم می گوید: " پیوستن جنایتکار صبرا و شتیلا به اجدادش ان شالله قطعی باشد."
بگو: بابا تو دیگه کی هستی، بابا تو دیگه کی هستی!!!
- سندیکای اتوبوسرانی تشکیل می شود! تحصن صنفی ! ضرب و شتم! بازداشت! اعتراض! اعتراض! اعتراض! خـــفه!!!
- 40 روز پس از سفوط هواپیمای C130، هواپیمای جت فالکن که برای انجام ماموریت به آذربایجان شرقی می رفت، در 7 کیلومتری ارومیه سقوط می کند. 8 عضو ارشد شورای فرماندهی نیروی زمینی ارتش و 5 کادر پرواز. شهید!
- این چرا ول کن نیست؟! در کنفرانس خبری اعلام می کند که بیش از 20 طرح برای اداره جهان داریم!!! که به تدریج مطرح می کنیم!!! نظارت علمی و دوطرفه بر حقوق بشر و همکاری همه کشورها در تحقیقات هسته ای ایران فقط دو تاشه!!! بقیه اش رو هم کم کم میگیم!!!
بلندتر بگو: بابا تو دیگه کی هستی، بابا تو دیگه کی هستی!!!
- بحران هسته ای ادامه دارد!
بهمن 84:
- دو انفجار دیگر در اهواز. 8 کشته، 46 مجروح. این دو انفجار تنها چند ساعت پس از لغو سفر احمدی نژاد به خوزستان اتفاق افتاد.
- همچنان بحران هسته ای. لاریجانی به مسکو می رود.
- جنبش حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین پیروز می شود. نتیجه ای که هیچ کس فکرش را نمی کرد.
- بحران ادامه دارد. با رای اکثریت قاطع در شورای حکام آژانس بین المللی اتمی پرونده ایران به شورای امنیت گزارش خواهد شد. ایران تهدید می کند که اگر پرونده ارجاع شود کلیه اقدامات داوطلبانه را معلق می کنیم.
- خدمتگزار مردم، در واکنش به این اقدام شورای حکام می گوید:" شورای حکام! 2000 قطعنامه منتشر کنید اگر دلتان با انتشار این قطعنامه های خوش می شود. اگر با انتشار این این قطعنامه ها جشن می گیرید، قطعنامه های بیشتر منتشر کنید تا دلتان خوش باشد ولی بدانید که نمی توانید جلوی پیشرفت علمی کشور ما را بگیرید."
باز هم بگو، بلند بگو: بابا تو دیگه کی هستی، بابا تو دیگه کی هستی!!!
- غنی سازی اورانیوم در ایران آغاز می شود. نظنز فک پلمب می شود. سانتریفوژها به کار می افتند. به کجا می رویم!؟
- حسینیه دراویش گنابادی در قم تخریب و 1200 نفر دستگیر می شوند.
اسفند 84:
- کاریکاتورهای موهن. موج خشم. انزجار. نفرت. حمله. انفجار در سفارت دانمارک.
- خالد مشعل در ایران.
- بمبگذاری در حرمین عسکریین. باز هم موج خشم. انزجار. نفرت.
- بمب گذاری در فرمانداری آبادان و دزفول. 4 مجروح. اوضاع خوزستان بد وخیم است!
- عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری، پس از 219 روز بازداشت با قرار وثیقه 14 میلیون تومانی آزاد شد.
- در حمله اشرار در استان سیستان و بلوچستان، 22 نفر به طرز وحشیانهای به قتل رسیدند. در این بین جمعی از مقامات نیز حضور داشته اند که زخمی شده اند.
- با پایان دوران مجکومیت 6 ساله اکبر گنجی، وی با کسب مرخصی از زندان آزاد شد.
نوشته شده توسط بهزاد
عبدی |
[لینک این مطلب]
|
نظر (5)

طراحی:
BHz
- با نیروی:
مووبل تایپ -
میزبانی:
هانوفر آی تی
بنا به
توافقنامه
Creative Commons برخی از حقوق برای
بهزاد عبدی محفوظ است.