پيشرفت فنآوري و تکنولوژي در دنياي امروز
به خصوص در زمينه فنآوري اطلاعات (IT) و رسانه بسيار چشمگير
است و چنين واقعيتي بر هيچ کس پوشيده نيست. رشد و پيشرفت
اطلاعاتي زماني سرعت گرفت که اينترنت و دنياي مجازي به جهانيان
معرفي شد و توانايي تبادل اطلاعات در کسري از ثانيه ممکن
گرديد. به اين ترتيب منبعي بيپايان از اطلاعات و آگاهيها در
اختيار انسان قرار گرفت و انسان با "بمباران اطلاعاتي" مواجه
شد.
در زمينه اطلاعرساني نقش خبرگزاريها و سايتهاي خبري بسيار
پررنگتر است. در زمانهاي خيلي دور، اخبار تنها از طريق
تلگراف و تلفن و بعدها از طريق شبکههاي ماهوارهاي-تلويزيوني
(پس از ضبط و سانسورهاي خبري احتمالي) در اختيار جهان قرار
ميگرفت؛ اما در جامعه مدرن امروز اين امر تنها با فشار چند
کليد و انتشار در سايتها ممکن شده است، به طوري که فاصله
زماني وقوع تا انتشار خبر يک واقعه بسيار کمتر شده و از
سانسورهاي احتمالي نيز خبري نيست.
وبلاگها و وبلاگنويسي نيز امروزه بيش از پيش به کمک رسانهها
آمدهاند و آنها را در اين مهم ياري ميرسانند و در حال حاضر
وبلاگها به عنوان يکي از پايهها و ارکان مهم رسانه محسوب
ميشوند. بازتابهاي خبري، ارائه مقالات تحليلي وانتقادي در
مورد وقايع و حوادث مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي از طريق
وبلاگها يکي از مهمترين کارکردهاي اين پديده است. چنانکه در
جريان جنگ آمريکا و عراق وبلاگ شهروندي عراقي تنها منبع داخلي
عراق بود که به زيبايي و سادگي اخبار روزانه شهر بغداد را از
ديد مردم عراق بازگو مينمود.
از ديگر کارکردهاي وبلاگها ميتوان به اجماع نظر يا حمايتهاي
مدني اشاره کرد. مصداق بارز اين موضوع حمايتها و واکنشهايي
است که اعضاي وبلاگستان به موضوعاتي چون "تغيير نام خليج
فارس"، "آزادي اکبر گنجي"، "آزادي مجتبي سميعي نژاد (وبلاگ
نويس زنداني)" و غيره نشان دادهاند. در شرايطي که راديو و
تلويزيون، روزنامهها و سايتهاي خبري به نقل و بازتاب اخبار
نميپردازند، تنها وبلاگها هستند که به عنوان رسانهاي مستقل
اخبار و مطالب را به صورت الکترونيکي نشر ميدهند.
در حقيقت وبلاگها به دليل عدم وابستگي قانوني به حاکميت مشمول
قوانين خاص آن (از قبيل قوانين حاکم بر مطبوعات و صدا و سيما)
نشده و به دليل تعدد و کثرت قابل سانسور نميباشند، و نميتوان
آنها را داراي جهتگيري و موضع سياسي خاص دانست. به طور کلي
از ديد آماري وبلاگها نشاندهنده نظر و ديدگاه جامعه و مردم
در مورد موضوعات خاص ميباشد.
البته در اين ميان انتقادات و ضعفهايي نيز مطرح است که از آن
جمله ميتوان به محدود بودن وبلاگنويسان ايراني به نسل جوان و
غالبا مرفه (به دليل برخورداري از رايانه و دسترسي به اينترنت)
اشاره کرد. با اين وجود، اين نکته را بايد در نظر داشت که همين
جامعه آماري محدود و کوچک نيز براي آگاهي از نظرات بخشي از
جامعه کافي است. دليل اين امر آن زمان مشخص ميشود که نياز
باشد براي همان مسايل مطروحه در وبلاگها در سطح جامعه از قشر
جوان نظرسنجي به عمل آيد. با توجه به هزينههاي نظر سنجي و
زمان لازم جهت تجزيه و تحليل نتايج به آساني درمييابيم که
وبلاگها ميتوانند بسيار سودمند باشند و نظرات نويسندگانشان
را به صراحت منعکس نمايند.
اما در اين ميان بسياري از وبلاگهاي ايراني نيز وجود دارند که
بيشتر شبيه دفترچههاي خاطرات سطحي و شخصي الکترونيکي هستند که
نميتوان از ديد آماري آنها را در جامعه آماري لحاظ نمود، اما
اين را بدانيم که اين افراد نيز در جامعه ايراني زندگي مي کنند
و اين فرصت مغتنمي براي مسولين فرهنگي و متوليان امور جوانان
در ايران است که با آگاهي از دغدغههاي اين قشر (که تعداشان
نيز کم نيست) نيازهاي امروز آنان را بشناسند و برنامههاي خود
را در جهت هدايت و پاسخگويي به اين نيازها استوار نمايند.
به هر جهت، روي آوردن برخی مسوولين به پديده وبلاگ و
وبلاگنويسي در چند سال اخير، به غير از اهداف تبليغاتي که در
انتخابات نهم رياست جمهوري به عينه شاهد آن بوديم، نشان دهنده
قبول و پذيرش اهميت نقش وبلاگها در انعکاس آزادانه نظرات و
بهرهمندي متقابل از نظرات خوانندگان و جامعه است. با اميد به
آنکه با توجه بيش از پيش به اين پديده و فراهم نمودن بستر
مناسب براي بسط و توسعه آن شاهد رونق روزافزون اين رسانه در
ايران باشيم.