سلام،
میدونم که دارم خیلی دیر آپدیت میکنم، ولی ثبت نام و
انتخاب واحد و این حرفها... (بابا دانشجو!!!) این هفته
کاملا وقتم رو گرفته بود! فعلا این شعر طنز رو که یکی از
دوستان توی orkut برام فرستاده بود رو داشته باشین تا post
جدید آماده بشه! پیشاپیش هم از حضرت حافظ و دوستداران
ادبیات عذرخواهی میکنم:
- نیمه شب پریشان گشتم دچار کابوس
- دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس
- گفتم سلام حافظ، گفتا علیک جانم
- گفتم کجا میروی؟ گفتا والله خود ندانم
- گفتم بگیر فالی، گفتا نمانده حالی
- گفتم چگونه ای تو؟ گفت در بند بی خیالی
- گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟
- گفتا که می سرایم شعر سپید باری
- گفتم ز دولت عشق، گفتا کودتا شد
- گفتم رقیب اما، گفتا کله پا شد!
- گفتم کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟
- گفتا شده ستاره، در فیلم سینمایی
- گفتم بگو ز خالش، آن خال آتش افروز
- گفتا عمل نموده، دیروز یا پریروز
- گفتم بگو ز مویش، گفتا که مش نموده
- گفتم بگو ز یارش، گفتا ولش نموده
- گفتم چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
- گفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون
- گفتم کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟
- گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش
- گفتم بگو ز ساقی، حالا شده چه کاره؟
- گفتا شده است منشی در دفتر اداره
- گفتم بگو ز زاهد آن رهنمای منزل
- گفتا که دست خود را بر در از سر دل
- گفتم ز ساربان گو با کاروان غم ها
- گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا
- گفتم بگو ز محمل یا کجاوه یادی
- گفتا پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی
- گفتم که قاصدک کو؟ آن باد صبح شرقی
- گفتا که جای خود را داده به فکس برقی
- گفتم بیا ز هدهد جوییم راه چاره
- گفتا به جای هدهد، دیش است و ماهواره
- گفتم سلام ما را، باد صبا کجا برد؟
- گفتا به پست داده، آورد یا نیاورد؟
- گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی؟
- گفتا شده از دم همه چلوکبابی
- گفتم بلند بوده، موی تو آن زمان ها
- گفتا به حبس بودم، از ته زدند آن ها
- گفتم شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟
- گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی!!!!!!