سلام، من برگشتم... یعنی زودتر از موعد برگشتم... اولا
بگم که شمال تو این 2-3 روز که ما رفته بودیم خیلی داغ
بود... چه جوری بگم؟! هلاک شدیم! یه سوال: شما هر چند
وقت یکبار میرید شمال؟! میدونم که شمال ایران همه فصل
هاش قشنگه ولی مگه جز اینه که فقط تابستونا و عیده که
هممون حمله میکنیم به سمت شهرهای شمالی؟ تابستون میریم
برای استخر مجانی (دریا) و عید هم برای جنگل و هوای
خنک! بعضی وقتا که یه خورده تنها میشم و با خودم فکر
میکنم، میبینم ما آدما بعضی وقتا خیلی خیلی بیرحم
میشیم و به هیچ چیز جز خوشی خودمون فکر نمیکنیم. یه
عکس پایین همین مطلب گذاشتم، یه نگاه بهش بندازین.
وقتی این منظره زشت جلو چشم بود یاد خیلی چیزا افتادم:
- یاد پارسال تابستون که وقتی سیب ترش و خنک رو بعد از
یه فصل آب تنی حسابی خوردم و به بابام گفتم: " بابا
آشغالشو چی کار کنم؟ " گفت: " بنداز زمین خاک میشه! "
- یاد غذایی که یه سال عید رفتیم لب دریا خوردیم، و
وقتی داداشم ظرف غذاش یه دفعه چپه شد و همش ریخت زمین؛
یه آشنا برگشت گفت: " عیب نداره غذا زیاده بیا دوباره
برت بریزم..." و یکی دیگه گفت: " اون که ریخته زمین هم
غذای پرنده ها میشه؛ ولش کن نمیخواد تمیزش کنی [...]
جان! " هممون از این خاطره ها که خیلی راحت از کنارش
گذشتیم داریم! ولی فکر کردین این آشغالها رو کی باید
جمع کنه؟! آیا پرنده ها چیپس و پفک هم میخورن؟ آیا
پاکت بیسکوییت هم خاک میشه؟! این سوال ها فقط وقتی
واسه آدم پیش میاد که از نزدیک این منظره رو ببینه...
و جوابشونو هم وقتی پیدا میکنید که توی فاصله 20 متری
از ساحل دریا؛ توی آب؛ یه پاکت چیپس چی توز به پاتون
گیر کنه و از ترس اینکه فکر کردین یه مار آبی دور
پاتون داره می چرخه 2 متر بپرین هوا! بله! همه این
آشغالها بالاخره وارد آب میشن!
یه خورده هم به فکر محیط
اطرافمون باشیم... تا Post بعدی، آزاد و سربلند
باشید... بااااااای

:. ساحل شنی و بسیار
عالی نوشهر (محله ده نو)! در فاصله 150 متری از اسکله
بندر بین المللی نوشهر .: