8/20/2004

تاريخ:

متلکهای خیابانی (4)

موضوع:

 
سلام، دفعه پیش یه سری جواب رو از طرف پسرا نوشتم. حالا بریم سراغ دخترا ببینیم اونا درباره این (به قول پدرام) شوخی ها چی میگن و نظر اونا چیه! من تا قبل از اینکه پرس و جو کنم هیچ پیش زمینه ای از نظرات دخترا نداشتم، اما حرفهایی هم شنیدم که دوست دارم شما هم بخونید.... مسلما خیلی از دخترا از دست این متلکها به ستوه اومدن ( جو ادبیات مرا اخذ یک آن! )... واقعا متاسفم که یه دختری میگفت:" تو خیابون از کنار هر پسری (سنش مهم نیست) که رد میشم تنم مورمور میشه و خودم رو برای شنیدن هر حرفی آماده میکنم "، و باز هم میگفت:" الان وضعیت طوری شده که اگر کسی حرفی نزنه دعا به جونش میکنم!" یه نفر دیگه میگفت:" الان تیکه (متلک) شنیدن تو کوچه و خیابون عادی شده و اصلا چیزی نیست که آدم بخواد بهش فکر کنه؛ اصلا الان اگر یه روز آدم تیکه نشنوه، شک میکنه که اون روز، روز عادی نیست!! حتما خبریه!" من واقعا نمیدونستم چی بگم وقتی این قضیه رو از یه دانشجو شنیدم که میگفت:" منتظر تاکسی گوشه خیابون تو شهرستان وایساده بودم و همه ماشین هایی که رد میشدن شخصی بودن، از یه طرف گرمای هوا و از طرف دیگه ماشین های مدل بالایی که جلوی پام ترمز می زدن و دنده عقب میومدن، کلافه ام کرده بودن.... اون روز مانتو، روسری و شلوار سفید تنم بود و کلا سفید ست کرده بودم... تو این گیر و دار دیدم صدای هرهر خنده از پشت سرم میاد؛ اولش توجه نکردم، بعدش شنیدم که یه صدای تقریبا مردونه از پشت سرم گفت:" بچه های دستمال کاغذیه رو ببینید ... اه اه .... پشتش دماغیه!!!!" و بعد چند تا خنده! راستش خودم هم خنده ام گرفته بود ولی میخواستم برای یه بار هم که شده جواب یه مزاحم رو داده باشم، جمله ای رو که می خواستم در جواب طرف بگم رو یه بار مرور کردم تا سوتی ندم، سریع چرخیدم تا جواب بدم، اما چیزی دیدم که اصلا فکرشو نمیکردم... 4-5 تا بچه - واقعا بچه - که مطمئن بودم حتی دبیرستانی هم نیستن، نیششون تا بناگوش باز بود و داشتن هرهر میخندیدن. اونقدر شوکه شدم که اصلا یادم رفت می خواستم چی بگم. برگشتم و دوباره به خیابون نگاه کردم... یه تاکسی داشت از دور میومد و فقط صندلی جلوش خالی بود، رانندش مسن بود، دستمو تکون دادم. وایساد. سوار شدم و بلافاصله گفتم: "جلو سوار نکنید، کرایه 2 نفر رو حساب میکنم..." اون روز تا دم در خونه داشتم به قیافه معصوم و حالت چهره اون پسربچه فکر میکردم... مطمئنم خودشم نمیدونست داره واسه چی تیکه میندازه....." این رو داشتید... حالا نظر یکی دیگه از دخترا رو هم داشته باشید که واسه post قبلی comment گذاشته ایشون میفرمایند که... اون آقایی که میگه به خاطر لباس پوشیدن یه خانوم بهش تیکه میندازه، پس اگه این آقا بره خارج که باید دهنش کف کنه انقدر که باید به این و اون تیکه بندازه.... (کاملشو برید از پست قبلی بخونید خودتون!) * اینم نظر خانوما! البته ببخشید که به زیادی مال آقایون نبود! ان شاالله تا شنبه post آخر متلکهای خیابانی رو هم مینویسم و پرونده این قضیه رو میبندم... هر چند که این مشکل همچنان حل نشده ادامه داره.... منتظر post آخر باشید... بااای