سلام،
آشنای ما بسیار عصبانی میباشد. میگوید من روی 15-16 میلیون حساب
باز کرده بودم. ولی تا آنجا که من میدانم، آدم توی بانک حساب باز
میکند نه توی 15-16 میلیون! از مامان و اینا می پرسم 15-16 میلیون
چقدر میباشد؟ می گوید خیلی میباشد، تقریبا به اندازه ماشین دایی و
اینا می باشد. ماشین دایی و اینا خیلی گنده می باشد. 5 نفر داخل
ماشین جا می شوند. آشنای ما هنوز خیلی عصبانی میباشد. می گوید: "
این یعنی چی که سوال ها بیرون نمیاد؟! اینا هم دیگه شورش رو
درآوردن! "..... من بسیار ناراحت میباشم چون به این ترتیب سوالهای
امتحان فارسی اول دبستان من هم لو نمی رود. آشنای ما می گوید: "
حالا جواب مردم رو چی بدم؟ پول طلبکارها رو از کجا بیارم؟ " و من
همچنان چیزی نمی فهمم. از بابا و اینا رابطه بدهکاری و شوری غذا و
سوال ها را می پرسم، جواب را در یک جمله می گیرم. " به تو مربوط
نمی باشد. "
موبایل آشنای ما 2 روز است که خاموش می باشد.از مامان و اینا دلیلش
را مپرسم. مامان و اینا به بابا و اینا چشمک میزند و می گوید: "
احتمالا باتری اش تمام شده! " بابا و اینا هم به مامان و اینا چشمک
می زند و با خنده می گوید: " شاید هم اشکال از دینامش باشد. " به
هر حال من امیدروارم طلبکار ها و آدم بدها هر چه زودتر آشنای ما را
ول کنند تا او موبایلش را روشن کند.
بقیه اش را هم مینویسم! احتمالا فردا آماده می باشد!
بدرود