7/06/2004

تاريخ:

کنکور آزاد!

موضوع:

 

سلام،
از امروز قرار میباشد که بلاگم رو اینجوری نوشتن کنم... در خانه ما اوضاع بسیار خفن می باشد. هر کس دنبال کار خود میباشد و هیچ کس آن یکی را تحویل نمی گیرد. من اینترنت ندارم. یعنی اینترنت کم دارم. داد میزنم که من وبلاگم آپدیت نمی باشد ولی هیچ کس مرا حتی به اندازه یک سوسک تحویل نمیگیرد. مامان و اینا میگوید: بهتر که اینترنت نداری و گرنه این ماه هم پول تلفن گران میباشد. بابا و اینا میگوید: یکی مرا از دست این نجات بده! در حالیکه که او آزاد میباشد و هیچ کس او را نگرفته است. داداش و اینا هم که تعطیل میباشد و فرق اینترنت و اونترنت را نمیداند. برای همین وبلاگ من دیر به دیر آپدیت میباشد...
در این 2-3 روز هوا با خودش مشکل پیدا کرده و به گرایش به ترک بازی دارد. شب باران بسیار شدید میباشد. صبح ابری است. ظهر دمای هوا +10000 می باشد و بعد از ظهر نسیم میباشد.... چقدر هواشناسی دقیق میباشد. در رادیو میگفت هوا کاملا پایدار میباشد و هیچ پدیده جوی موجود نمیباشد! آخر سر من نفهمیدم پدیده جوی چه میباشد که در 2-3 روز موجود نبوده است، یکی از دوستان میگوید احتمالا اسم دیگر برف میباشد چون تا کنون موجود نبوده است!
کنکور آزاد نزدیک میباشد، و یکی از آشنایان میگوید: هوا خیلی پس میباشد. احتمالا منظور از پس همان گرم است. میگوید سوال ها خرید و فروش می باشد و من مشتری ندارم. من هیچی نمیفهمم ولی مامان و اینا برایم میگوید که یعنی سوال ها لو رفته میباشد و به فروش می رسد. می گویم چه خوب می بود اگر سوال های امتحان فارسی اول دبستان هم لو برود. آخر امتحان فارسی خیلی سخت می باشد. از همان آشنا همین را میپرسم. می خندد. مگر خنده دارد؟
آشنای ما از این طرف میگوید 1 ولی آن طرف عصبانی اش می کند. آشنای ما سعی میکند آرامش از خود در کند ولی نمیتواند. داد و فریاد به راه می باشد. میگوید: 500 خیلی کم میباشد، 1 کمتر راضی نمیباشد... ولی ما در ریاضی اول دبستان خواندیم که 500 از 1 بیشتر می باشد... محاسبات بزرگ ها خیلی گیج کننده می باشد!
بقیه فردا آماده می باشد!
بدرود