« ای شما که ماشین گران سوار می شوید و بنزین ارزان می زنید...

 درس شیرین تاریخ انقلاب اسلامی

 جشن انتشار نسخه فایرفاکس 3 در تهران »

  8 Jun,2008

درس شیرین تاریخ انقلاب اسلامی

توی دانشگاه، یکی از استاد های درس انقلاب اسلامی آقایی (اسمش را نمی گویم) کت و شلواری و بدون محاسن بود. موهای پرپشت و سبیل پهن داشت، برای اینکه بتوانید صورتش را بهتر تصور بکنید، چهره Daniel Day-Lewis را در فیلم There Will Be Blood را تجسم کنید. این استاد در دانشگاه های دیگه واحدهای رشته علوم سیاسی را ارائه می کرد و در دانشگاه ما تاریخ انقلاب اسلامی ارائه می داد. از همان روز اول گفت هرکس می خواهد بیاید و هر کس نمی خواهد تا آخر ترم نیاید، حضور غیاب برای من مهم نیست. ابتدای هر جلسه می پرسید: چه خبر؟ و قرار بر این بود که چند نفر داوطلبانه چند خبر پیرامون موضوعات روز را بیان کنند تا همه در جریان قرار بگیرند و اگر لازم شد بحث کوتاهی هم انجام شود. بسیار شیرین سخن و خوش برخورد بود، همیشه لبخند به صورت داشت. در کلاس متکلم وحده نبود و همه را به بحث می کشاند و سرش درد می کرد برای بحث های سیاسی روز که ممکن بود به نحوی هم به تاریخ مربوط شود. نمرات پایان ترمش (به غیر از کسانی که تقلب می کردند) از بالای لیست تا پایین لیست 60-70 نفره همه 20 بود و به همین دلیل اولین درس عمومی که هنگام انتخاب رشته پر می شد همانا درس انقلاب این استاد بود.

یک روز در کلاس در مورد موضوعی صحبت می کرد که یادم نیست چطور شد بحث به آنجا کشید که گفت: " ما در رشته علوم سیاسی، واحدی داریم به نام جامعه شناسی سیاسی (یا یه همچین چیزی) که در این درس یکسری پروژه ها تعریف می کنیم برای دانشجو ها. یکی از این پروژه ها به این صورته که دانشجو باید از صبح با یک راننده تاکسی صحبت کنه، بهش یه مبلغی هم پول بده، بنشینه روی صندلی ماشین و تاکسی داخل شهر بچرخه و مسافر سوار کنه و به مقصد برسونه. در این بین هم دانشجو وقتی توی تاکسی مسافر هست، یکی از بحث های سیاسی - اجتماعی روز مثل انتخابات، گرانی، بنزین یا ... رو پیش بکشه و بگذاره بحث ادامه پیدا کنه. بعد تمام صحبت ها و اطلاعات رو جمع بندی کنه و بنویسه و بعد از چند روز انجام دادن این کار اطلاعات نوشته شده رو آنالیز کنه، و با یک جمع بندی مناسب نتایج تحقیقش رو ارائه کنه..."

پی نوشت 1: این متن نتیجه گیری خاصی ندارد، می توانید خودتان هر نتیجه ای خواستید بگیرید.

پی نوشت 2: اینا رو نوشتم که فقط در جریان باشین.

پی نوشت 3: تو این مملکت چه پروژه هایی که تعریف نمیشه!

+ لینک این مطلب: http://www.jazire.ir/2008/06/post_125.html

 نوشته شده توسط بهزاد عبدی | متفرقه 

نظرات:

خوب در جریان قرار گرفتیم ، حالا که چی؟ :-)

جامعه شناسی سیاسی!!!
اینجا به هر نتیجه‌ای که برسید در نهایت می‌گن شایعه‌است.

خوب جوابتو گرفتی نادان ؟

میبینم حجم پیام هات زیاده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! این 2 تا دونه رو هم حذف میکردی که نیاز به سانسور نباشه. اصلا بخش کامنت رو حذف کن که خیالت راحت باشه . تو که جنبه کامنت رو نداری غلط میکنی درخواست کامنت میکنی سانسور چی .


بهزاد: خیلی براتون متاسفم که از چیزی که نوشتم برداشت دیگه ای کردین. بهتون حق میدم که هر نظری داشته باشین، اما این رو بدونین که هیچ کامنتی در این وبلاگ فیل.ت.ر نمیشه. ضمن اینکه هر کس با نوشته اش شخصیت خودش رو نشون میده. در این وبلاگ هیچ کس تقاضای کامنت از کسی نکرده و نمی کنه. برای من نظر دیگران مهم هست اما التماسی برای نظر شما ندارم. ضمنا شما اگر بدونی که چه اتفاقاتی برای من افتاده، هیچ وقت به خودت اجازه نمی دادی واژه سانسور چی رو به من نسبت بدی. برای شما و کسانی متاسفم که مدتی برایشان فعالیت کردم و امروز دارم در کمال تنهایی بهایش را می پردازم. متاسفم!

هر نتیجه ای رو میشه گرفت مهم نتیجه ای بوده که شما گرفتین و باعث شده این مطلب برا بقیه هم بگین .با تشکر

مشخصات شما:

نام:             

 

 

 

طراحی: BHz - با نیروی: مووبل تایپ - میزبانی: هانوفر آی تی

بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای بهزاد عبدی محفوظ است.