« March 2008

April 2008

 May 2008 »

  30 Apr,2008

 روز ملی خلیج فارس

درسته خیلی از کارها و سیاست های فعلی دولت قابل نقد هست، ولی خب همین نام گذاری 10 اردیبهشت به نام روز ملی خلیج فارس، از اون دسته اقدامات ناسیونالیستی است که به خاطر تغییر نام خلیج فارس توسط برخی نهاد ها و موسسات خارجی به اجرا گذاشته شده و قابل تقدیره. ما کلا به اقدامات میهن پرستانه خیلی کم اهمیت میدیم و تعداد نام گذاری های روزهای مختلف سال برای مسایل ملی هم خیلی کمه. در حال حاضر هم مطمئنم که اگر کسی کاری به کار خلیج فارس نداشت، دولت هم هیچ وقت به فکرش هم نمی رسید که یک روز ملی برای خلیج فارس انتخاب کنه. به هر حال تحت تاثیر فشار روانی داخلی و خارجی یا هر چیز دیگه، فعلا این اقدام میهن پرستانه رو ارج می نهیم. دیروز فرصت نکردم مطلب بنویسم، این شد که امروز این متن رو نوشتم. در پایان هم یکی از کاریکاتور های پدر رو به همین مناسبت اینجا قرار می دم.

 

پی نوشت 1: فلسفه نام گذاری روز 10 اردیبهشت به نام روز ملی خلیج فارس آن است که این روز ، سالروز اخراج پرتغالی ها از تنگه هرمز در سال 1622 میلادی است. منتها توجه داشته باشید که این اخراج توسط ایرانی ها ولی با حمایت قاطع ارتش و نیروی نظامی انگلیس صورت پذیرفته است. [منبع: سایت جامع تنگه هرمز و مقاله مربوطه]

پی نوشت 2: نامگذاری این روز و سایر روزهای ملی به عهده شورای فرهنگ عمومی کشور است که سایت دارد اما چه سود! [سایت شورا و پیوند شورا در سایت شورای عالی انقلاب فرهنگی]

پی نوشت 3: این حرکت ویکی در مورد Arabian Gulf خیلی چسبید. همچنین در صفحه Persian Gulf ویکی هم نوشته شده که این متن تا زمانی که بحث و جدل در این زمینه حل نشده باشد قابل ویرایش نیست!

نوشته شده توسط بهزاد عبدی | اجتماعی | |  نظر (5)

25 Apr,2008

  فیلم انیمیشنی پرسپولیس

انیمیشن پرسپولیس (سایت رسمی فیلم اینجا) رو دیدم و با دیدنش یاد خاطراتی افتادم که در ذهن خودم و هم نسلهای خودم همیشه باقی می مونه. فیلم پرسپولیس مربوط به خاطرات مرجان ساتراپی (کارگردان فیلم) است که وقایع دوران انقلاب و جنگ و ... رو نشون میده. صحنه های مربوط به جنگ رو که در فیلم دیدم یاد خاطرات خودم از دوران جنگ افتادم. با اینکه ما دهه 60 ای ها دوران انقلاب رو ندیدیم، اما ترس و اضطراب دوره جنگ رو از نزدیک لمس کردیم. من دوره بمباران و وضعیت های قرمز، زرد و سفید رو یادمه. یادمه وقتی صدای آژیر گوش خراش قرمز رو می شنیدیم، با هول و ترس به زیرزمین خونه پدربزرگ می دویدیم و جلوی تلویزیون یا رادیویی که داشتیم جمع می شدیم. تو لحظه های انتظار چهره های نگران و ترس و دلهره توی چشمهای همه موج می زد. یادمه که وقتی دو تا مربع سفید رو که علامت وضعیت سفید بود رو می دیدیم یه نفس راحت می کشیدیم و خوشحال بودیم که هنوز زنده ایم. ملت ما خیلی سختی کشیده، نه؟

فیلم پرسپولیس از روی رمانی به همین نام که خاطرات زندگی مرجان ساتراپی است و به دست او نوشته شده است، ساخته شده است. ساتراپی در خانواده ای کمونیست بزرگ شده و به گفته ویکی یکی از نواده های ناصرالدین شاه محسوب میشه. داستان این انیمیشن یک ساعت و نیمه، داستان زندگی دختری است که شاهد انقلاب ایران و قسمتی از جنگ ایران و عراق است و پس از آن برای ادامه تحصیل به وین می رود، اما پس از چند سال بار دیگر به ایران باز می گردد. با وضعیت ایران در آن زمان آشنا می شود و مجددا برای همیشه به فرانسه مهاجرت می کند. به نظرم فیلم پرسپولیس نه فیلم ضد اسلامی و نه فیلم ضد ایرانی است. مجموعه ای از وقایع تاریخ معاصر ایران با ریتمی مناسب در فیلم گنجانده شده و شاید بشه اون رو یک تاریخ مصور از کشوری که توش زندگی می کنیم دونست.

در انیمیشن پرسپولیس چند تا صحنه هست که وقایع سوزناکی از تاریخ معاصرمونه... بعضی وقت ها آدم یادش میره که چه سختی هایی کشیده و چه بلاهایی سرش اومده:

(برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.)

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

کشته شدگان دوران انقلاب ایران

دستگیری مخالفان پس از انقلاب

قحطی زمان جنگ و به جان هم افتادن مردم

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

توهین و تحقیر برای حجاب اجباری

زن ایرانی تحقیر شده پس از توهین

ترس و دلهره مردم تهران در زمین بمباران

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

کشته شدن جوانان در طول جنگ

گشت های شبانه و توهین و بازداشت

مرگ عزیزان در اثر بیماری

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

اعدام های گروهی مخالفان

وحشت کودکان از مرگ نزدیکان در دوران جنگ

کشته شدگان جنگ

 

ضمنا این صحنه های این فیلم انیمیشنی رو ببینید که حتی همین امروز چقدر برای همه ما ملموس و نزدیکه:

(برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.)

 

چند تا صحنه خنده دار هم توی فیلم هست که طنز جالبی دارن:

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

 آخ یعنی یک روزی میشه ما این صحنه ها رو هم ببینیم؟ ما که هیچ وقت ندیدیم یه نفر کیهان بخونه و باهاش همچین برخوردی بشه... تازه هیچ وقت هم قیافه کیهان خوان ها این ریختی نبوده! (برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.)

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

 در بیوگرافی مرجان ساتراپی نوشته که در دانشگاه آزاد تهران، رشته هنرهای تجسمی خونده... در این صحنه از فیلم تستهای کنکور رو مشاهده می کنید. اما نکته جالب اینجاست که تست ها رو همه رو غلط می زنه و دانشگاه قبول میشه. تازه خود متن سوال ها هم خیلی خنده داره. دقیقا هیچ ربطی به کنکور نداره. (برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.)

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

 توی این صحنه هم کلاس آناتومی ساتراپی نشون داده میشه، که مدل، حجاب کامل اسلامی رو رعایت کرده است. در دیالوگ همین سکانس، ساتراپی میگه: "لعنتی! این چه وضعشه؟ از هرطرف نگاه می کنی یک شکله!!!" (برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.)

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

 این هم کلاس تاریخ هنره و استاد داره راجع به الهه ونوس صحبت میکنه... منتها موضوع جالب اینجاست که تقریبا تمام عکسی که استاد داره روش صحبت میکنه... به طرز خنده داری سانسور شده و هیچی از تصویر معلوم نیست! (برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.)

فیلم انیمیشن پرسپولیس - مرجان ساتراپی

توی این تصویر، پیرزنی که همسایه خانواده ساتراپی است، به مادر مرجان می گوید: "در مدرسه به پسر 14 ساله ام این کلید رو دادن و گفتن اگر توی جبهه کشته شدین، با این کلید دیگه پشت در بهشت نمی مونین و می تونین برین داخل! بهشون گفتن که توی بهشت همه چیز هست، غذا، حوری... خب بچه 14 سالش بیشتر نیست، جذب میشه دیگه..."(برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.)

نوشته شده توسط بهزاد عبدی | هنری | |  نظر (10)

19 Apr,2008

 اندر احوالات جستجو های اینترنتی

از روی کنجکاوی داشتم  کلمات کلیدی جستجو شده که باعث شده بازدید کننده به وبلاگم هدایت بشه رو از توی پرشین استت نگاه می کردم... نتایج جالبی گرفتم:

نتایج جستجوی واژگان در وبلاگ

1- سطح افسردگی (Depression) وبگرد های اینترنتی به طور عجیبی بالا است. بیش از 90 درصد جستجو ها به واژه "تنهایی" اختصاص داره. توی واژه "تنهایی" دنبال چی می گردن؟

2- درسته همه چیز توی اینترنت پیدا می شه اما دیگه "جواب خود را بیازمایید های زبان فارسی 3" رو خودتون بنویسین دیگه! خوبه نمی خواین موشک هوا کنین!

3- ضمنا ملاحظه شد که خیلی از دوستان برای انشا نوشتن هم سراغ اینترنت می آیند. بابا دیگه این توصیف منظره بهاری موضوع انشای بابا بزرگ من هم بوده! یک کمی خلاقیت برای معلمین انشای عزیز و یک کمی سوزاندن فسفر برای دانش آموزان محترم به شدت توصیه می شود.

4- اطلاع رسانی برای مشکلات متفاوت کارت هوشمند سوخت خودرو بسیار ضعیف است. انواع و اقسام جستجو ها برای پیگیری، ابطال، صدور و جا گذاشتن کارت سوخت رو در لیست جستجو ها داشتم.

 

پی نوشت 1: وبلاگی که هر پستش 40 خط به بالا باشه و هیچ حرفی هم برای گفتن نداشته باشه رو نمی خونم. روزی 100000 تا بازدید کننده هم که داشته باشه برام مهم نیست. آدم بیکار توی اینترنت که دنبال خاله زنک بازی باشه خیلی زیاده! می دونین کی رو می گم؟

پی نوشت 2: فیلم Die Fälscher رو ببینید. روی دیگری از جنگ جهانی رو به نمایش میگذاره. داستان جاعلی حرفه ای است که در زمان جنگ در اردوگاه نازی ها به جعل پوند و دلار می پردازه...


نوشته شده توسط بهزاد عبدی | تکنولوژی و فضای وب | |  نظر (8)

12 Apr,2008

 ضد حال

بزرگترین ضد حال می دونی چیه؟ اینه که:

+ درست قبل از عید، برای فارغ التحصیل شدن، مجبور شی بری مدرسه و گواهی پایان دوره پیش دانشگاهی بگیری...

+ بعد، به خاطر 500 تا تک تومنی بری توی صف شونصد نفری سیبا (بانک ملی) وایستی...

+ بعد، بری اداره پست و یه سری مدارک رو با فیش بفرستی برای آموزش پرورش که اونا تایید کنن و بفرستن برای دانشگاهت...

+ بعد، از یک ماه و نیم زنگ بزنی دانشگاه بگن هنوز نامه نرسیده و مجبور شی بری پست مرکزی و نامه ات رو پیگیری کنی و آخرش هم به نتیجه نرسی...

+ بعد، 10 روز بعد زنگ بزنی دانشگاه، بگن نامه ای که آموزش پرورش فرستاده اشتباهه و به جای تاییدیه پیش دانشگاهی تاییدیه دیپلم رو فرستادن و ما نامه رو عودت دادیم...

+ بعد، بری آموزش پرورش که این مراحل رو شخصا انجام بدی و بگن نمیشه و باید دوباره از اول بری این کارا رو انجام بدی...

+ بعد، بری دوباره توی صف شونصد کیلومتری سیبا واستی و یه 500 تومن دیگه واریز کنی، غافل از اینکه وقتی بری اداره پست، بهت می گن که شماره حساب یک هفته است که عوض شده...

+ حالا باید برای 700 تا تک تومنی دوباره بری توی صف 1 کیلومتری سپهر (بانک صادرات) وایستی...

+ و آخرش دوباره مدارک رو بفرستی آموزش و پرورش، فقط با این امید که این دفعه اشتباه نکنن و رسیدن نامه انقدر تاخیر نداشته باشه که غیبت از خدمت بخوری!

 

ضد حال دیگر آن است که:

شما اینترنت ADSL داری و به خاطر این که محدودیت حجمی داری، برای فیلم دانلود کردن مجبوری ساعت 3 تا 7 صبح دانلودت رو انجام بدی. تصمیم میگیری فیلم قطار سه و ده دقیقه به یوما رو دانلود کنی و چند شب بیدار می مونی تا فیلم رو دانلود کنی. در حالی که تنها یک پارت از 8 پارت کل فیلم باقی مونده تا دانلود به اتمام برسه، می بینی که سینما یک این فیلم رو پخش میکنه. به این ترتیب میشینی فیلم رو از تلویزیون میبینی و پارت هایی رو هم که دانلود کردی، پاک می کنی. و تو دلت هم به زمین و زمان فحش میدی! فحش میدی! فحش میدی!

 

پی نوشت: به جان مادرم من این اعتراض به گوگل ارث برای تغییر نام خلیج فارس رو چند ماه پیش امضا کردم. شماره امضام هم 34929 است. تو این هفته شونصد تا sms و آفلاین و ایمیل فقط با همین موضوع به دستم رسیده. میگم تو این چند وقته سطح ناسیونالیسم ملت ایران چقدر بالا رفته ، به به واقعا!


نوشته شده توسط بهزاد عبدی | روزمرگی | |  نظر (10)

6 Apr,2008

 مفهوم رو بیخیال، فرهنگ رو دریاب!

مورد اول: ما جملات قلنبه سلنبه می نویسیم پس هستیم. بار اولی نیست که برای رساندن یک مفهوم ساده جملات بدون فعل و فاعل را به هم میبافیم و لحاف 40 تکه درست می کنیم. وزارت خانه محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، متاسفانه ادبیات من از همان دوره راهنمایی ضعیف بوده است. اگر ممکن است برای من توضیح دهید عبارت زیر یعنی چه؟!

"مشارکت هنرمندان به صورت حرفه ای در بازآفرینی هنری مفاهیم کارآفرینی فرهنگی و توسعه مفاهیم ارزش آفرینی فرهنگی به عنوان کلید گسترش همه جانبه نگرش های کارآفرینی در حوزه فرهنگ"

 

مورد دوم: مزدک میرزایی هنگام گزارش بازی استقلال و پرسپولیس می گوید: "... به هر حال سال نوآوری و شکوفاییه ... و هر تیمی که خلاق تر باشه مسلما موفق میشه..."

 

پی نوشت مورد اول: خدا به همه ما صبر بدهد!

پی نوشت مورد دوم: خیلی ممممنونم... عجب تحلیلی... به به واقعا!


نوشته شده توسط بهزاد عبدی | انتقادی | |  نظر (4)

5 Apr,2008

 رمزیابی

¡¡¡دیآ راک هب یزور دیاش ؟دیدید هچ ار ادخ ˙˙˙تسین دب عونت یارب و تسا هداس یراگن زمر کی زا یا هنومن هحفص نیا ،لاح ره رد ¡¡¡هتفرن داب هب اهزمر یخرب فشک رثا رد هک اهرس هچ و هدشن شاف یسیون یزمر رثا رد هک ییاهزار هچ ،هدش خوسنم نارگید یارب نتشون یزمر هک تساهلاس ˙مرکشتم نیدرک باختنا ندنوخ یارب ور ییاهنت هریزج هکنیا زا

برای خواندن متن فوق دو راه بیشتر ندارید! اگر وقتش را دارید حرف به حرف از آخر به اول بخوانید، اگر وقت ندارید از این صفحه استفاده کنید؛ مطمئنا روش سریعتری است!

پ.ن: در همان صفحه انگلیسی نوشتن را هم امتحان کنید. نتیجه جالبی می گیرید!

نوشته شده توسط بهزاد عبدی | تکنولوژی و فضای وب | |  نظر (3)

3 Apr,2008

 آنچه باید قبل از سفر به شمال کشور بدانیم...

+ اگر در طی ایام نوروز و تابستان به شهرهای شمالی مسافرت می کنید و قصد اسکان دارید، حتما آنچه که لازم دارید را (شامل تمام مواد خوراکی و غیر خوراکی) از تهران با خود ببرید. چون قیمت همه اجناس در این ایام دو برابر می شود.

+ اگر از سیم کارت اعتباری ایرانسل استفاده می کنید، پیش از سفر مطمئن شوید که سیم کارت خود را به اندازه کافی شارژ کرده اید. چون کارت شارژ در ایام نوروز و تابستان گیر فلک نمی آید.

+ اگر می خواهید از سفر خود لذت ببرید و یاد ترافیک وحشتناک همت و حکیم نیفتید، در ایام نوروز و تعطیلات، حتی الامکان سعی کنید از نزدیک شدن به متل قو (سلمانشهر) اجتناب کنید. در هر حال اگر عبور از این شهر اجتناب ناپذیر بود، جاده کمربندی استثنایی این شهر را فراموش نکنید که به تنهایی می تواند تا مدت ها سوژه خنده باشد.

+ توی این 10-12 سالی که مدام شمال اومدم و رفتم تا حالا همچین طوفانی ندیده بودم... [عکس] و [فیلم]

+ امسال عید، تقریبا خودم رو با دیدن فیلم خفه کردم. این فیلم ها رو دیدم:

The Covenant، Shooter، The Jacket، Breach، Bordertown، Miami Vice، Take The Lead، Lord Of War، Broune Ultimatum، Das Leben Der Anderen، Ocean's 13، Hot Fuzz

و بیش از همه از Das Leben Der Anderen لذت بدم. فیلم آلمانی است و بسیار قوی و تاثیرگذار. و Take the lead و Bordertown را هم دوست دارم به خاطر هنرپیشه محبوبم Antonio Banderas

نوشته شده توسط بهزاد عبدی | روزمرگی | |  نظر (2)

طراحی: BHz - با نیروی: مووبل تایپ - میزبانی: هانوفر آی تی

بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای بهزاد عبدی محفوظ است.