سالها می گذرند...
سال 1386 هم مثل بقیه سال هایی
که با بوی عید و جشن و پایکوبی آغاز میشن و دست آخر هم با زمستون سرد و بی رمق به
پایان می رسند گذشت. سال های دیگه هم به همین منوال میان و میرن و آدم ها هر روز
خسته و خسته تر و پیر و پیرتر میشن... آدم ها هر روز بیشتر و بیشتر توی روزمرگی
زندگی خودشون غرق میشن... و من نمی دونم که آیا ممکنه یه روزی از روزمرگی دربیایم؟
ممکنه یه روز ارزشهای انسانی از یه اسم و شعار به یه الگو تبدیل بشه؟ ممکنه روزی
انقدر تکراری نباشیم؟ ممکنه روزی هدف زندگیمون عوض بشه؟!
پی نوشت 1:
تا پانزده فروردین در سفرم... شاید در سفر فرصتی شد تا سفرنامه ای بنویسم...
پی نوشت 2:
اگر می دانستم آدم می تواند با کمی تلاش تبدیل به مرجع شود، حتما زودتر شروع می
کردم! [دلیلش
هم اینــــجا]
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2008/03/post_110.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
دل نوشت
نظرات:
سفر خوش بگذره و سال نو هم مبارک
دنیا | March 18, 2008 9:20 PM
بهزاد جان ممنون
امیدوارم که سال خوبی هم برای شما و خانواده محترمتون باشه ! / چیزی ازش نمونده همش 5 ماه ....!
مهدی | March 18, 2008 10:22 PM
به نظرم زمستان امسال بی حال نبود. پس از 15 سال یه برف و سرمای درست حسابی را تجربه کردیم!
راستی میای ولایت؟
محمد | March 19, 2008 1:55 PM
آقا سال نو مبارک باشه ایشالا به همه موفقیت هایی که امسال ممکنه برسی :)
ییلاق ذهن | March 20, 2008 10:34 AM
سال نو شما هم مبارک.
ارشد مکانیک شرکت کردی...منم همینطور.
امیدوارم موفق باشی.
زیرنویس | March 22, 2008 12:09 PM
با سلام و عرض ارادت
در صورت تمايل برای تبادل لينک بنده را با نام دستنوشته های یک مانی و با آدرس http://www.mania.pib.ir لينک کنيد و با در جريان گذاشتن بنده شما را در اصرع وقت لينک ميکنم./
با احترام
فوآد شبانی
قلب مطمئن
fouad shabani | March 25, 2008 5:59 PM