زنجان هم به خاطره پیوست
با رد شدن نمره پروژه کارشناسی به
عنوان آخرین واحد درسی، ارتباطم با دانشگاه زنجان قطع شد و متعاقبش خیلی از دوستانی
که شاید هر روز با هم توی یک کلاس می نشستیم، با هم تا سلف می رفتیم و بر می
گشتیم، با هم تمرین کپی می کردیم، باهم کلاس رو تعطیل می کردیم، باهم شب های امتحان
درس می خوندیم، با هم بر میگشتیم تهران، با هم تو بوفه می نشستیم و وقت می
گذروندیم، با هم زمستونا یخ می زدیم، باهم شب ها تا صبح بیدار می نشستیم و بازی های
مفرح انجام می دادیم، با هم بحث می کردیم، با هم دعوا می کردیم، با هم می خندیدیم،
با هم اعصابمون خرد می شد، با هم کله پاچه می خوردیم و کلی با هم دیگه... همه و همه
فقط تبدیل می شن به یه خاطره...
خیلی از این بچه هایی که توی عکس هستند رو شاید دیگه تا آخر عمرم نبینم، چند تاشون
رو هم شاید بنا به ضرورت و موقعیت ببینم. با چند تاشون هم رابطه دوستیم حفظ میشه و
یادگاری می شن از 4 سال تحصیل در بلاد غربت. عکس های قدیمی دوره دبستان و راهنمایی
و دبیرستان رو نگاه می کنم، قیافه های آشنا رو می بینم ولی اسم خیلی هاشون رو یادم
نمیاد. برای این که این دوره زندگیم هم مثل اون دوره ها با فراموشی سپرده نشه دلم
می خواد اسم دوستان همکلاسی و نزدیک رو تا اونجا که یادم میاد بنویسم، شاید یه روزی
اسم خودشون رو توی گوگل سرچ کردن و دلشون خواست با دوستان قدیمی شون ارتباط برقرار
کنن.
همکلاسی های
توی عکس از راست: سجاد علی محمدی، وحید خلج زاده، محمد انصافی، مهدی نداف، وحید
احمد پور، سید احمد دلیری، احسان دارابی، محسن پناهی، محمد اسماعیل ایوبی، عسکر
سلطانی، غلامرضا رنجبر، حسین قراچلو، محمد حمزه، محسن کنزلی، حسین تقی پور، حسین
رمضانی، معین فرمهینی، یحیی آقایاری، سینا خانی، محسن شمالی، محمود صادقی بهمراه
استادمون محمود ایزدی.
و همکلاسی هایی
که توی عکس نیستند: مرتضی عظیم زاده، هومن عنایتی، حسن سپاسیان، محمدرضا بیات،
حمیدرضا خسروی، روزبه وادی، امیر جویا، امید جنیدی، عرفان کبیری، مهدی یوسفی.
و کسانی که همکلاسی
نبودند اما دوستان خوبی بودند:
مهدی هادی سیه
رودی، فرهاد رحیمی، محسن سالک، نوید رهگذر، نوید نوری فر، حسین خیری فام، مسعود
هاشمی، مسعد ساکی، رضا بختیاری، صالح احمدی، سامان مظفری، پژمان نصیری، حامد
نصراللهی، محسن صائب و خیلی های دیگه که مطمئنا از قلم افتادن و ازشون معذرت می
خوام.
*
پ.ن: جهت جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی، از انتشار نام و عکس بانوان همکلاسی
و غیر همکلاسی خودداری کردم.
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2008/01/post_z.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
زندگی من
نظرات:
این عکسا رو دوسه سال دیگه ببینی تازه میفهمی دلتنگی یعنی چی :((
مبارکه فارغ التحصیلی :)
ییلاق ذهن | January 30, 2008 11:14 AM
خاطرات جالبی بود...
خوشحال میشم به وبلاگ گروهمون و به گروهمون سر بزنی...
http://www.mypardis.com/Love/as/
سایت مای ÷ردیس گروه آرامش دیوانه ها.
سارا | February 11, 2008 3:29 PM
salam behzad jan.khobi mohandes jan
alan in page roo didam.kheili bahal bod o asar gozar.yadee on rooza be kheir va mamnoon az to ke yade or rooza ro intoorii sabt mikooni.mer30.movafagh bashi
saleh | August 31, 2008 11:07 PM
SALAM MAN EMROZ BA VEBE SHOMO ASHNA SHODAM MANAM ZANJAN SHIMI MIKHONAM TERME BAD MAN YE KARSHENASE SHIMI HASTAM ALBATE BEDONE AYANDE BEDONE BARNAME .BEHTARIN KHATERATE DORANE DANESHJOIM MARBOT BE KHABGHAHE DOSTAIE KE HICH VAGHT FARAMUSHESHON NEMIKONAM VALI VAGHEAN KHEYLI DARSA SAKHT BOD VALI DIGE DARE TAMUM MISHE. RASTI ARSHAD GHABOL SHODIN??
آنيتا كريمي | October 7, 2009 12:15 AM
سلام من امروز با وب شما آشنا شدم خيلي جالب بود من هم زنجان شيمي ميخونم ترم بعد من يك كارشناسه شيمي هستم(خندمون ميگيره)البته بدون آينده ولي خيلي زود گذشت بهترين خاطراتم واسه خوابگاهه هيچكس نميدونه تو اين 4سال چه به ما گذشت با شيمي:آلي .تجزيه.پليمر.چرم.معدني .صنعتي و........
آنيتا كريمي | October 7, 2009 12:24 AM