« تله سی یژ

 پرونده برای تبلیغات

 سفرنامه مازندران، آمال و آرزوها »

  22 Oct,2007

پرونده برای تبلیغات

چند روز پیش یکی دوتا آگهی توی روزنامه دیدم... امروزه آگهی های عجیب و غریب، موضوع تازه ای نیستند. حجم وسیعی از این آگهی ها رو در دوران انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا دیدیم. عکسها و تصاویر با جملات موزون یا گول زننده عضو جدا ناشدنی این گونه تبلیغات هستند. اگر چه جذب مشتری یا جلب توجه هدف اصلی تبلیغات به حساب می آید ولی اصل احترام به شعور یا شخصیت مخاطب هم موضوعی است که نباید نادیده گرفته شود.
انسان امروز همواره در معرض تبلیغات است. در آغاز صبح اگر رادیو گوش کنید، تلویزیون نگاه کنید، یا حتی سر میز صبحانه روزنامه صبح را ورق بزنید، با حجم وسیعی از تبلیغات مواجه می شوید. در طول مسیر منزل تا محل کار از رادیوی ماشین گرفته تا بیلبوردهای کوچک و بزرگ تبلیغاتی خیابان ها شما را به خرید یا استفاده از خدمات و محصولاتی خاص تشویق می کنند. حتی شغل بسیاری از افراد شاغل به طور مستقیم یا غیرمستقیم با تبلیغات سر و کار دارد؛ از کار در یک شرکت تبلیغاتی یا بازاریابی گرفته (مستقیم) تا انتخاب تجهیزات و قطعات مورد نیاز یک مهندس از طریق استفاده از کاتالوگ ها و بروشورهای شرکت های تولیدکننده (غیر مستقیم). در مسیر برگشت و زمان استراحت در خانه هم شما از این حمله وسیع و گسترده در امان نیستید. در این میان تراکت های تبلیغاتی که روزانه توسط کارت پخش کن ها به داخل منزل یا صندوق پست انداخته می شود، یا برچسب هایی که معمولا شرکت های تخلیه چاه و لوله بازکنی به درب منزل می چسبانند و دفترچه های تبلیغات روزنامه ای و محله ای را فراموش نکنید.
اما خود تبلیغات هم طبقه بندی و کلاس بندی خاص خود را دارند. هزینه تبلیغات و سود ناشی از آن، محل تبلیغ و میزان گستردگی آن را مشخص می کند. برای مثال شما هیچ وقت تبلیغ یک شرکت تخلیه چاه را روی بیلبورد اتوبان همت نمی بینید، همانطور که هرگز برچسب تبلیغاتی یک بانک خصوصی یا دولتی را روی درب منزل خود نمی بینید!
در این میان نقش تبلیغات هرز و نا مفهوم نیز چشمگیر است. فروش محصولات یا خدماتی که معمولا کمی غیر واقعی یا غیر معمول به نظر می رسند. این گونه تبلیغات را معمولا پشت ویترین مغازه ها (مثل میدان انقلاب یا بوتیک های ولی عصر و ...) می بینیم و بیشتر مواقع از کنار آنها بی تفاوت می گذریم؛ شاید به این خاطر که جای این گونه تبلیغات همین جاست و بس . اما وقتی در صفحات اصلی روزنامه های صبح و گاها کثیرالانتشار این گونه تبلیغات را می بینیم چه برداشتی می کنیم؟ وقتی محل تبلیغات با محتوای آن همخوانی ندارد، چه فکر می کنید؟ توهین به مخاطب؟ کمبود بودجه؟ تامین بودجه به هر قیمتی؟
قصدم توهین به خدمات و محصولات مورد تبلیغ نیست، اما مگر هر تبلیغی، هر جایی، اجازه انتشار دارد!؟
این هم چند نمونه، که البته نمونه این تبلیغات کم هم نیست:

زبان انگلیسی از طریق اس ام اس - تبلیغات

همشهری - 25 مهر 1386

 

درمان نا توانی ها - تبلیغات

اعتماد ملی - 26 مهر 1386

 

فروش گوشی موبایل دوربین دار - تبلیغات

همشهری - 30 مهر 1386

 

* خیلی وقت بود که مطلبی ننوشته بودم و این همش به خاطر این 100 روز باقی مانده است که تا کنکور ارشد مونده... با این که خیلی درس می خونم ولی هنوز احساس می کنم خیلی عقب تر از چیزی هستم که باید باشم... حجم درس ها زیاده و رقابت هم خیلی فشرده...

+ لینک این مطلب: http://www.jazire.ir/2007/10/post_88.html

 نوشته شده توسط بهزاد عبدی | اجتماعی 

نظرات:

نمی دونم این تبلیغات تاثیری هم داره؟
مثلا همان ناتوانی جنسی را اون قدیما که ایران می خریدم هر روز می‌دیدم و جالبه یک روز کلی فکر کردم که نانوایی جنسی یعنی چی!
بعدش اینکه امیدوارم در درس هات موفق باشی، من هم می‌خونم، اما ظاهرا شما خیلی بهتر داری می‌خونی!

بابا اینقدر درس نخون!

مشخصات شما:

نام:             

 

 

 

طراحی: BHz - با نیروی: مووبل تایپ - میزبانی: هانوفر آی تی

بنا به توافقنامه Creative Commons برخی از حقوق برای بهزاد عبدی محفوظ است.