تاثیرگذارترین ها
ماکان عزیز، من رو به بازی
تاثیرگذارترین ها دعوت کرد... بازی ای که توی اون هر کسی از تاثیرگذارترین واقعه
های زندگی یا افرادی که توی زندگی اش هستن نام می بره و بعد چند وبلاگ نویس دیگه رو
به این بازی دعوت می کنه. اگر چه دیگه هیچ بازی ای،
بازی یلدا نمیشه... البته
سبک بازی طوریه که نمیشه براش یه قالب خاص پیدا کرد و تو اون قالب نوشت، برای همین
یه کم سخته. معتقدم تک تک لحظه های زندگی یه آدم می تونه در زندگی تاثیرگذار
باشه... ولی به طور کلی بعد از نقش پدر و مادرم که همیشه تاثیرگذارترین افراد زندگی
ام بودن و زندگی حال حاضرم رو از اون ها دارم می تونم اشاره کنم به:
1- دوران تحصیل و دانشگاه: چون به طور کلی دیدم رو نسبت به زندگی، جامعه و
دنیای اطرافم عوض کرد و فهمیدم زندگی چقدر می تونه سخت یا آسون باشه! این رفتار خود
آدمهاست که تعیین میکنه که زندگی باید براشون چطور بگذره! به طور کلی باعث شد احساس
استقلال رو هر چند کم درک کنم و سعی کنم برای مدتی هر چند کوتاه تنها روی پای خودم
بایستم و گلیمم رو از آب بیرون بکشم.
2- محمود احمدی نژاد: چون باعث شد با تمام وجودم درک کنم که فضای دانشگاه می
تونه تا چه حد بسته و غیر قابل تحمل باشه! باعث شد معنای سیاست خارجی غلط رو درک
کنم! باعث شد عمق فاجعه سیاسی رو درک کنم! و باعث شد به اشتباهات بزرگم قبل از
انتخابات ریاست حمهوری پی ببرم.
3- فاطمه معتمد آریا: چون با بازی معرکه ش توی فیلم گیلانه، عشق مادر به
فرزند رو نشون داد. مصیبت های جنگ رو نشون داد. زندگی یه انسان زجر کشیده رو خیلی
خوب نشون داد. واقعا روم تاثیر گذاشت.
4- بهترین دوستم، بهار زندگیم: چون بسیاری از اولین ها رو با اون گذروندم و
تجربه کردم! چون با کمک اون شکوفا شدم! چون کمکم کرد تا یاد بگیرم! یاد بگیرم چه
طور زندگی کنم، چطور عشق بورزم، چطور رفتار کنم، چطور زمانبندی کنم، چطور حرف بزنم
و ... کلی چطور دیگه که همش رو مدیون دوست گلم هستم. تا همیشه خودم رو مدیونش احساس
می کنم.
5- وبلاگ و وبلاگ نویسی: ارتقای سطح فکری، آشنایی و ارتباط با محیط اطراف رو
مدیون این رسانه هستم. اگر چه هنوز اول راه هستم، ولی هیچ وقت ترکش نمی کنم چون به
معجزه های این رسانه واقعا ایمان دارم.
6- سامان، دوست دوران دبیرستان: علاوه بر این که توی دبیرستان بهترین دوست و
رقیب هم بودیم، اما به عنوان کسی که اولین جرقه های طراحی صفحات وب رو توی ذهنم
روشن کرد می خوام ازش اسم ببرم. شاید توی این 4-5 سال بیشترین سود مادی رو از همین
جرقه کوچک برده باشم.
7- جنگ: که قسمتی از دوران کودکیم رو باهاش گذروندم. از خاطرات دوران کودکیم
بیشترش مربوط به صدای آژیر قرمز یا دو تا مربع سفیده. زیر زمین تاریک. "توجه! توجه!
صدایی که هم اکنون می شنوید علامت آزیر قرمز است و معنا و مفهوم آن این است
که ... ". ترس و اضطراب. شاید تو روحیه ام تاثیر گذاشته باشه. نمی دونم.
8 - توی مورد آخر میخوام
از کسانی نام ببرم که کاملا ناخواسته تاثیر زیادی توی زندگی ام گذاشتن، شاید خودشون
هیچ وقت نفهمن ولی مسیر زندگی من رو تا حد زیادی عوض کردن:
الف - حسابدار محترم دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران جنوب) که تصمیمم رو
برای تحصیل در رشته IT دانشگاه آزاد به مکانیک دانشگاه سراسری تغییر داد
ب - دوست سالهای دور کلاسهای زبان، میلاد (متاسفانه نام خانوادگی ش یادم
نیست) که مهمترین دلیل برای آشنایی من با تکنولوژی و ... بود. یادمه که کار با شبکه
و BBS و ... رو از میلاد یاد گرفتم.
ج- و تمامی دوستانی که در طول این 23 سال از دبستان تا دانشگاه از تک تکشون تاثیر
گرفتم و شخصیتم در طی ارتباط با اون ها شکل گرفت.
* در
پایان دوست دارم از مرد تنها،
مثبت بی نهایت،
اشعه ایکس، از زندگی،
مهتاب مفخم، ننگستان،
سعید رزاقی،
کوچه بی دار و درخت،
خاطرات یک آسمانی،
رهگذر خسته برای شرکت در بازی دعوت کنم.
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2007/06/post_69.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
تکنولوژی و فضای وب
نظرات:
من می خواستم یه چیزی درباره ی تاثیرگذارترین هات بنویسم ولی با دیدن کد تصویری ای که گذاشته بودی میخ کوب شدم...آزادی...یه حس عجیبی به م داد.
ممنون از این که ما رو دعوت کردی...حالا باید بشینیم فکر کنم ببینم چیا بوده...
aleph.mim | June 2, 2007 11:14 AM
سلام...
مرسی که ما را هم قابل دونستی...
باشه حتما...این خودش یک جور بازیابی خاطره ها هم می شه...
سر فرصت....
منصور | June 4, 2007 12:18 AM
اینجا قشنگ تر شده .والا بهزاد جان من آدم تاثیر گذار تو زندگیم نداشتم.نمی دونستم میشه مثلاً اتفاقات ، مکانها و زمانها و یا احمدی نژاد رو هم وارد بازی کرد و اِلا روی خیل مشتاقان را تا الان زمین نمینداختم.از دعوتت خیلی ممنونم.
مهتاب مفخم | June 4, 2007 10:46 AM