یه سوال ساده!
موضوع این پست دیروز که از سر کار می اومدم خونه به ذهنم رسید. ما آدما در طول روز خیلی از چیزها رو می بینیم اما نگاهشون نمی کنیم! در طول یک روز ممکنه یه چیزی رو 10 بار یا بیشتر ببینیم ولی وقتی راجع به جزئیاتش ازمون سول بپرسن، هیچ وقت نمی تونیم جواب بدیم.
برای مثال شما ممکنه روزی حداقل 4 یا 5 بار (شایدم بیشتر) کامپیوتر رو روشن کنید و پشتش بشینید. هر بار هم لوگوی Windows به مدت 5 - 6 ثانیه جلوی چشمتونه. در طول یک ماه میشه 900 ثانیه که معادل 15 دقیقه است. برای ارفاق از قسمتهای مختلف windows که ممکنه لوگو هم توش بکار رفته باشه صرف نظر می کنیم.
حالا یه سوال ساده! شما، بدون کمک گرفتن و تقلب می تونید بگید 15 دقیقه از یک ماه رو دارین صرف نگاه کردن به کدوم لوگو میکنید؟!
1)
2) 
3)
4) 
می بینید؟ آدما اون قدر هم که خودشون فکر می کنن خوش حافظه و دقیق نیستن!!!
دل نوشت:
* امروز هوا فوق العاده آلوده بود. نمایشگر میدون فاطمی "خطرناک" رو نشون میدادن. خدا رحم کنه. هنوز پاییز نشده هوا اینجوریه. چه برسه به زمستون.
* واقعا سریال نرگس رو نمی شد بهتر از این تموم کرد؟ فکر می کردم سریال های ایرانی دارن کم کم متحول میشن، ولی با پایان نرگس به این نتیجه رسیدم که سریال ایرانی همیشه ایرانیه!!!
* فیلم "باغ فردوس، ساعت 5 بعد از ظهر" رو هم دیدم. حداقل فرقش با "به نام پدر" این بود که بعد از فیلم احساس نکردم پولم رو ریختم تو سطل آشغال. یه خورده چاخان و فانتزی بود، ولی بازم خوب بود. یه حرفی برای گفتن داشت حداقل!!!
* چرا آدم در بهترین روزهای عمرش به خاطر دانشجو بودن باید ممنوع الخروج باشه و از سفر محروم باشه؟!
* بعد از کلی این در و اون در زدن و التماس به سایت های در پیتی فروش آنلاین نرم افزار که یه قرون هم نمی ارزن، آخر سر نرم افزار Carrier 2005 رو از تو شرکت خودمون پیدا کردم. حاضرم شرط ببندم که در آمد تمام سایتهای فروش آنلاین در ماه روی هم 100 هزار تومن هم نمیشه! بس که ماشالله فعال و پیگیرند. بس که همه چی دارن ماشالله! تازه جالبه! تو تبلیغ و بنر سایتش هم نوشته "از شیر مرغ تا جون آدمیزاد!"
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2006/09/post_28.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
متفرقه
نظرات:
چه تست جالبي بود من با تقلب درست جواب دادم D:
به نظر من نرگس اصلا ايراني نبود يه سريال فول هندي بود
نوشين17 | September 17, 2006 9:30 PM
سلام
به نظرم این نحوه ترکیب رنگ فقط برای زیباییه. هیچ دلیلی نداره که آدم بخواد بهش دقت بکنه. موقع بالا اومدن ویندوز جیز های مهمتری هست که آدم می تونه بهشون فکر کنه.
فرید | September 18, 2006 12:22 AM
یادمه بچه بودیم بعضی از بزرگترها که میخواستن ما رو سر کار بگذارند و مثلا ما رو امتحان کنن..یهو بی مقدمه چنین سوالهایی ازمون می پرسیدند که مثلا الان بدون این که نگاه کنی بگو چند تا خرگوش روی لباسته ؟؟؟ و حسابی ما رو میذاشت تو خماری. این سوال شما هم کم از اون سوالهای نداشت ها...آدم حس می کنه چقدر بی دقت به اطرافش نگاه می کرده تا حالا....اما خب هر چیزی هم ارزش زیاد دقیق شدن رو هم نداره.
نبات | September 18, 2006 7:58 PM
سلام . درباره وقایع و یانکه ما به دور و اطرافمون توجه نمیکنیم کاملا موافقم. درباره آلودگی هوا هم که متاسفم . و البته درباره پایان واقعا مسخره نرگس که خیلی حول حولکی بود و نتوستن سرو تهش رو اونجور که باید هم بیارن هم موافقم. باغ فردوس رو ندیدم. اما دیروز "چند میگیری گریه کنی رو دیدم. بد نبود.
شهروند | September 19, 2006 12:27 AM
ضمنا حدسم هم درباره لوگو کاملا صحیح بود. شماره 2 . بدن تقلب
شهروند | September 19, 2006 12:30 AM
من متاسفانه آيکون مديا پلير جلوم بود واز روی اون حدس زدم. اگر نبود عمرا نمی تونستم بگم.
مهدی | September 19, 2006 1:39 AM
سلام..خوبی؟
بین دو تا مونده بودم که 2 هم جزوش بود..هنوز میتونم به خودم امیدوار باشم&مگه نه؟!
نرگس که حسابی زد تو ذوقمون..سر و ته این فیلما رو بگیری بازم مثل همن!
غزاله | September 20, 2006 11:23 PM
سلام.مثل اینکه تست جدیه ;0 ...من که بی خیال چون خودم میدونم بی دقتم!!!هیچ وقت هم هیچ ادعایی نداشتم. در مورد سریال که دو ریال هم نبود و دیدنش به نظر من عمر تلف کردن بود ( به اندازه ی نمیدونم چندتا عمرم رو تلف کردم :) ، اما کم پیش اومد ببینم)...درمورد سفر متاسفم و درمورد آخر شما نه شیر مرغ خواستی نه جون آدمیزاد!...من باید در مورد همه چی نظر بدم؟;)
شادی | September 22, 2006 11:12 AM
و بعضی چیزها را نباید دید...
غریبه | September 24, 2006 7:40 PM
داشتم ÷ست خودم رو می خوندم... احساس کردم ارفاق روغلط توشتم!!!!
بهزاد عبدی | September 26, 2006 1:49 PM
سلام...
راست می گی ، واقعا" یه چیزهایی رو می بینیم اما نگاهشون نمی کنیم! من با این حافظه ام که مثل آبکش می مونه فکر کنم گزینه 2 یا 4 درست باشه.
بهزاد جان یه سوالی هم ازت داشتم که برات ایمیل می زنم.
یا علی.
میثم | September 27, 2006 1:48 PM