


13 Sep,2006
جریمه های زورکی!
- سلام جناب سروان. خسته نباشید. چی شده؟
- سرعت غیر مجاز داشتین، نقص فنی هم دارین. مدارکتون رو ببرین بدین داخل ماشین.
- جناب سروان اشتباه می کنین. ماشین ما سالمه.
- به دوستت بگو بشینه ترمز بگیره.
(با جناب سروانٍ تو ماشین)
- سلام جناب سروان.
- . . .
(يه نفر از پشت بی سیم: سمند نقره ای رو نگه دارین...)
- جناب سروان ماشین ما که نقص فنی نداره.
- مشکل ماشین شما اين نیست. اون یکی ماشین نقص داره.
- پس ما بریم جناب سروان؟!
- کجا؟
- بریم دیگه، اومدیم اینجا خونه قولنامه کنیم. دانشجوییم جناب سروان.
- نخیر. مدارک.
(يه نفر از پشت بی سیم: پرشیا مشکی رو نگه دارین، سرعت غیر مجاز، نقص فنی، چراغ ترمزٍ سمت چپش...)
- برای چی جناب سروان. ماشین که سالمه.
- سرعت غیر مجاز. مدارک.
- جناب سروان ننویسین. 50 کیلومتر بالاتر همکارتون نوشته. شما دیگه ننویسین تو رو خدا.
- ببینیم. کو؟
- آخه... چیزه... علامت دادن ... ولی... ما وا نستادیم جناب سروان!
(يه نفر از پشت بی سیم: سمند نقره ای رو نگه داشتین؟ سمند نقره ای رو ... نگه داشتین؟)
- (با بی سیم) بــعـله! بعـــــله!
- جناب سروان، حداقل یه کد دیگه رو بنویسین. کمربندی، تلفن همراهی، چیزی.
- . . .
(يه نفر از پشت بی سیم: دو تا پژو 405 دارن میان... هر دو تا رو نگه دارین... سبقت و سرعت غیرمجاز... هر دو تا رو...)
- دٍ ننویسین دیگه جناب سروان! اٍ... اٍ.... شما سرهنگید؟!؟!؟
- نخیر. سروانم. فردا هم که شما لیسانس گرفتین میاین جای من. این دفعه رو هم اتفاقا 20.000 تومن می نویسم تا دفعه بعد تند نرید.
- ممنون. لطف کردید.
- به سلامت.
(يه نفر از پشت بی سیم: نبستن کمربند ايمني … سرعت غيرمجاز … نقص فني … 206 سفيد)
* ما فهمیدیم کنترل نامحسوس یعنی اینکه پلیس تو معرض دید باشه و 150 متر عقب تر (درست جایی که ماشین ها پلیس رو می بینن و میزنن رو ترمز) یه ماشین شخصی بغل اتوبان پارک می کنه و با بی سیم هم آمار نقص فنی رو میده، هم آمار سرعتشون رو. "نگهشون دارید!"
* ما فهمیدیم تهران زنجان رو میشه 2 ساعت و ربعه رفت، میشه هم سه ساعت و نیمه رفت. منتها فرقشون حدود 40000 تومن میشه!
* ما فهمیدیم وقتی می گن کنترل نا محسوس، یعنی این که هیچ جای اتوبان نمیشه بیشتر از 120 تا رفت!
* ما فهمیدیم نمیشه با سرهنگ گفتن به یه سروان از بغل جریمه در رفت. همین طور با ننه من غریبم بازی!
* ما فهمیدیم اگه کسی تصمیم بگیره کسری بودجه رو رفع کنه، می تونه یه هفته ای این کار رو انجام بده! کافیه یک هفته کنترل نا محسوس بذاره تو اتوبان قزوین-زنجان!
* ما فهمیدیم صاحب خونه خوب هم تو زنجان پیدا میشه! این دفعه دیگه قولنامه کردیم! هورا!
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2006/09/post_27.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
روزمرگی

طراحی:
BHz
- با نیروی:
مووبل تایپ -
میزبانی:
هانوفر آی تی
بنا به
توافقنامه
Creative Commons برخی از حقوق برای
بهزاد عبدی محفوظ است.
نظرات:
سلام
چطوری؟
میل رمز داوینچی در روزنوشتهام به آرشیو پیوست ، اگه دوست داری بازم بنویسم؟
راستی
قالبم رو عوض کردم... در فایر فاکس خوب کار می کنه یا نه؟
قولنامه کردن خونه را تبریک می گم
پسر خاله من یک دفترچه جریمه پلیس نا محسوس داره... نمیگه از کجا گیر آورده
موفق باشی
عماد حیدری | September 13, 2006 8:44 PM
سلام آقای عبدی
بابت لینک از شما ممنونم.
به امید دیدار
سعید | September 13, 2006 10:18 PM
میگم خوب شد همه اینها رو زود فهمیدی ها و الا یه خورده اونورتر میرفتی یه زنجان رفتن واست 60000 تومن آب میخورد اما خدا شکر مثل اینکه بخیر گذشته. خونه جدید هم مبارک. موفق باشید
Shahrvand | September 14, 2006 3:11 AM
تبليغات ضداسلامي و انتقاد از حضور «كوكاكولا» در ايران
Farhad | September 14, 2006 10:48 PM
خوش به حالتون چقده شما چیز فهمیدین در یک سفر کوتاه! خونه جدید مبارک
sherry | September 16, 2006 1:36 AM
سلام/ما فهمیدیم که...؟راستی فهمیدن ما چقدر در حل مسائل میتونه کمکمون کنه ، با اینهمه.../شاد باشید/تا یادم نرفته ، مبارک
شادی | September 17, 2006 3:57 PM
سلام...چطوری...
مرسی سر زدی...
بهم خرده نگیر که واقعا گرفتارم...
سر میزنم بهت...مطمئن باش...
کنترل نا محسوس کجا بود...
منصور | September 17, 2006 10:29 PM
بجاي 40 تومن ، 20 تومن ميزاشتي كف دست سروان - هم اون به پولي رسيده بود هم شما 2 تومن بيشتر نميدادي
چرا پولو بريزي به حساب دولت بده به اون سروان بيچاره ! كه داره بهترين وقت زندگيش براي خدمت به مملكت از نوع الافي هدر ميره !
مهدي | September 18, 2006 3:48 AM