یه زمانی تو همین ایران...
تا حالا به این دقت کردین که آدمای شهرمون روز به روز دارن تنبل تر از قبل می شن؟ تا حالا دقت کردین که خیلی از اختراعات فقط به خاطر میل وافر انسان به تنبلیه؟ مثلا:
یه زمانی تو همین ایران، مردم مواد اولیه غذای روزانه شون رو همون روز تهیه می کردن و غذا درست می کردن... چون یخچال نیود!
یه زمانی تو همین ایران، مردم آب روزانه شون رو از آب انبار می آوردن... چون لوله کشی نبود!
یه زمانی تو همین ایران، مردم برای خنک کردن خودشون تو تابستون رو خونه ها بادگیر می ساختن... چون کولر و اسپیلیت نبود!
یه زمانی تو همین ایران، خونه هایی بود که مردم درهای کلونی خونه ها رو خودشون باز می کردن... چون اف اف نبود!
یه زمانی تو همین ایران، صفهای طولانی برای تلفن عمومی درست می شد... چون موبایل و پیجر نبود!
یه زمانی تو همین ایران، خبرها سه چهار روز بعد از واقعه به گوش مردم می رسید... چون روزنامه و تلویزیون نبود!
یه زمانی تو همین ایران، یه حساب کتاب ساده و انبارگردانی هفته ها طول می کشید... چون کامپیوتر نبود!
یه زمانی تو همین ایران، شماره های تلفن بارها و بارها اشتباه گرفته می شد، چون شماره گیرها دیجیتالی نبود!
یه زمانی تو همین ایران، مردم در ماشین هاشون رو با سوئیچ باز و بسته می کردن... چون ریموت کنترل نبود!
ولی دیگه انصافا؛ یه زمانی تو همین ایران، مردم حداقل برای باز کردن در پارکینگ از ماشینشون پیاده می شدن... چون درب پارکینگ ها اتوماتیک نیود!
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2006/07/post_17.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
اجتماعی
نظرات:
سلام بهزاد جان. آقا بنده متوجه شدم که تو هم تو دانشگاه زنجان تحصیل می کنی. می خواستم بدونم دانشجوی چه رشته ای و چه ترمی هستی؟ باید بگم از طریق وبلاگ محسن سالک(مرد تنها) متوجه این موضوع شدم؟ تو هم بچه زنجانی؟؟
FRH | July 24, 2006 2:52 AM
سلام دوست عزیز
وبلاگ خيلي خوبی داري.
خوشحال ميشم با من تبادل لينك كني. اگه موافقی لینک منو با عنوان ((بانک مقالات علمی و کاربردی)) بذار و بعد به من خبر بده
هميشه سبز و موفق باشي
امید | July 24, 2006 1:17 PM
سلام
خوب نوشته اید آری یه زمانی آن همه نبود وحتی اینی که نوشته اید نبود اینترنت وکامپیوتر نبود و...
ویه زمانی هم خواهند بود چیزهایی که نیستند.
بگذار ساده بگویم آنچه هست نخواهدبود ازمن وتو ما و... تا..وخواهندبود کس وچیزهایی که نیستند مثل مسافرت به کرات دیگر برای همه وماشینی شدن بیشتر وامثال آن.
حال چه باید کرد؟من هم نمی دانم مثل شما!!!
پورمحمد | July 24, 2006 8:05 PM
سلام بهزاد جان. من فرهاد. دانشجوی رشته برق هستم. خودم هم زنجانی هستم. در ضمن در مورد اون برنامه وبلاگی که گفتی میتونی از همین حالا رو من حساب کنی. در ضکن فکر کنم این قالب کامنتت یا کلا یا تو اپرا مشکل داره.
FRH | July 25, 2006 8:04 PM
سلام دوست عزیز
لینکتو قرار دادم.
اینم بگم که واقعا خوب می نویسی.
موفق باشی
امید | July 25, 2006 8:14 PM
inam az neshoonehaye tamadoneh digeh ....
payam | July 25, 2006 8:47 PM
دوباره سلام. از اینکه گفتی اون متن خوبه خیلی ممنونم. این دلگرمی ها باعث میشه بهتر ادامه بدم. و اینکه آره تمام مطالبی که نوشتم واسه خودمه مگه اینکه ذکر منبع کرده باشم. من آی دی تو رو که تو وبلاگت نوشتی، add کردم ولی نمی دونم جوابی ندادی. ID من اینه: farhad_frh
FRH | July 26, 2006 12:48 AM
لینک شما درج شد
عماد.ح | July 27, 2006 1:29 AM
in zanjanie jadid kieeeeeeee?
mardetanha | July 27, 2006 5:32 AM
سلام
یک بار هم نوشتم که امروز دردنیای مدرن بشر توانسته برای راحتی خویش دست به ابتکار وخلاقیت بزند.البته صنعت درکنار خدمت مشکلاتی هم درپی خواهد داشت .اما جالب هست که احساس نیاز موجب تلاش برای سازندگی شده ومی شود. همه ی نوشته های شما صحیح است ونیز نظرکانت که علم را موجب تسط بشر برطبیعت می داند.
امروز علاوه برزمین می رود که بر کرات دیگرهم مسلط شود وچیزی که گم شده شاید اخلاقیات باشد واین هم موجب پیدایش نظریات پست مدرنیستی و..
شادباشید تابعدیاحق.
پورمحمد | July 27, 2006 7:30 PM