


2 Jul,2006
تربیت!
یکی از دوستای خوبم یه مطلبی راجع به تربیت نوشته بود و باعث شد من یاد یه ماجرایی بیفتم... البته این رو برای خودش هم کامنت گذاشتم... ولی می خوام نظر بقیه رو هم بدونم... ماجرا از این قراره که:
تو ترمینال اتوبوس ایستگاه مترو نشسته بودم و منتظر بودم که اتوبوس پر شه و راه بیافتیم... یه مردی که بهش میخورد از قشر زحمت کش باشه - مثلا کارگر یا بنا یا ... - دست پسری رو گرفته بود و می کشید... معلوم بود که عصبانیه.... پسر هیچی نمی گفت...اومدن و سوار اتوبوس ما شدن... نشستن روی یه صندلی و مرد همین جوری داشت به پسره فحش می داد و ناسزا می گفت ... منتها یه جوری که انگار نمی خواد کس دیگه ای بفهمه... خیلی از فحش هاشو می خورد و یواش می گفت ... ولی خیلی تابلو شده بودن... دیگه همه داشتن نگاه می کردن... ولی نمی دونم چی شد که یهو مرده جوش اورد و تو اتوبوس شروع کرد تو سری زدن به پسره... اونایی که این صحنه رو دیدن خیلی شوکه شدن و خیلی ها هم دلشون به رحم اومد... ولی این پایان کار نبود.. توسری زدن تبدیل شد به مشت زدن تو سر و صورت پسر بچه!!! وای خیلی صحنه بدی بود.... مرد دستش رو خیلی سفت مشت کرده بود... انگشت وسط دستش رو یه خورده از بقیه بیشتر بیرون داده بود و با غضروفها (بندهای) انگشت ها محکم می زد تو سر پسره... پسره هم هیچی نمی گفت.... کار که به اینجا رسید... یکی رفت جلو و دست یارو رو گرفت و کشوندش اون ور اتوبوس و... شروع کرد به صحبت کردن با طرف... پسره هنوزم هیچی نمی گفت.... سرش رو انداخته بود پایین و زمین رو نگاه می کرد... خیلی دلم سوخت... نمی دونم... واقعا تربیت یعنی این؟!؟!؟!؟!؟!
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2006/07/post_13.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
اجتماعی

طراحی:
BHz
- با نیروی:
مووبل تایپ -
میزبانی:
هانوفر آی تی
بنا به
توافقنامه
Creative Commons برخی از حقوق برای
بهزاد عبدی محفوظ است.
نظرات:
از این صحنه ها حالا کمی ملایمتر متاسفانه زیاد دیدم. اصلا به طبقه ی اجتماعی افراد هم ربطی نداره. یه جوری احساس میکنیم مالک بی قید و شرط بچه هامون هستیم و حق داریم هر کاری میخوایم باهاشون بکنیم. غافل از اینکه اونا هم برای خودشون انسان هایی آزاد با شخصیت مستقل هستن. راستش برای سوال آخرت هیچ جوابی ندارم...
sharto | July 2, 2006 9:43 PM
سلام/درمورد مطلب وبلاگ : نميدونم چرا اينجا چيزي به عنوان حقوق كودك رعايت نميشه؟در يكي ديگه از وبلاگها هم مطلب مشابهي خوندم، امااصلا چيزي به عنوان حق معني نداره!!!درمورد كودكان درمورد زنان درمورد...و فقط سرخوردگي باقي مي مونه./راستي من به اينجا كه سر ميزنم زماني نوشته ها به زبون مغولي و زماني به زبان وطنيست ;)/درمورد دعا :محتاجيم.اما اميدوارم كه مشكل همه حل بشه و سختي كارهاي شما هم آسون./مطلب آخر :در پناه حق...
shaadi | July 6, 2006 10:45 AM
سلام عباس جان مرسی از دعا و آرزویی که کردی باز هم به من سر بزن
غریبه | July 6, 2006 12:04 PM
ببخشید... عباس کیه الان!؟
بهزاد عبدی | July 6, 2006 12:12 PM
پروردگارا . تو را سپاس ميگوييم كه به ما روان و خرد پاك دادي تا با انديشه و گفتار و كردار نيك شادماني و اسايش و مهرورزي را در جهان بگسترانيم.
( زرتشت بزرگ)
شهریار | July 6, 2006 12:40 PM
مشکل اينجاست که حکومت نقش تربيتي خودش را در رشد و ارتقاي فکري - فرهنگي جامعه در هيچ عرصه اي (از سياست گرفته تا اخلاق) ايفا نکرده و کنار هم قرار گرفتن اين معضل با فقر اقتصادي موجب بروز چنين حوادثي مي شود
sadegh | July 8, 2006 3:28 PM