


25 Mar,2006
سفر به ابیانه
ابيانه:
يکي از روستاهاي شهرستان نطنز در استان اصفهان است. در
40 کيلومتري مغرب شهر نطنز واقع است.
ابيانه در دامنه کوه قرار گرفته و هواي آن سرد است.
مردم اين روستا بيشتر به دامپروري و کشاورزي ميپردازند. محصولات عمده آن غلات،
ميوه، بُنشَن، و لبنيات است. مردم ابيانه به تاتي، که يکي از گويشهاي مرکزي ايران
است سخن ميگويند.
ابيانه روستايي بسيار کهن است که آثار گوناگوني از دوره
ساسانيان تا قاجاريان، يعني نزديک به هزار و پانصد سال، را مانند موزه اي در خود
حفظ کرده است. ويرانه قلعههاي باستاني، بازمانده دو آتشکده از زمان ساسانيان، سه
مسجد قديمي و خانه هايي بازمانده از دوره صفويان تا قاجاريان، نمونه هايي از آثار
کهن در اين روستا هستند. در مسجد جامع ابيانه منبري را ميتوان ديد که در سال 466
هق و محرابي چوبي که در سال 477 هق ساخته شده است. [فرهنگنامه کودکان و
نوجوانان، جلد دوم، ص 41 و 42، نشر فرهنگنامه]
ساعت 7 صبح خونه رو به قصد اَبيانه
(Abyaneh) ترک کرديم، قم صبحانه خورديم و با اين فکر که
تا کاشان و ابيانه راهي نمونده به راهمون ادامه داديم؛ ولي امان از ناآگاهي و غفلت!
کاشان که رسيديم هر چي به تابلوها نگاه کرديم اسمي از ابيانه نبود، از چند نفر محلي
سراغ ابيانه رو گرفتيم. همه مي گفتن بايد از اتوبان مي رفتين، اما اون موقع ما ديگه
تو کاشان بوديم. به جاده قديم کاشان-اصفهان راهنمايي شديم و حدود 1 ساعت تو جادهي
خطرناک ولي خلوت و کويري کاشان-اصفهان رونديم تا به دوراهي نطنز ابيانه رسيديم؛
(قبل از اون دوراهي از کنار يه منطقهي خيلي بزرگ نظامي رد شديم که هر چي سعي کرديم
بفهميم چيه نشد، نه تابلو داشت نه جاده. با خاکريزهاي بلند و برجهاي متعدد نظامي با
فاصله هاي نزديک، ازش محافظت ميشد! ديگه الله و اعلم!) از اون دو راهي تا نطنز 20 و
ابيانه هم حدود 22 کيلومتر فاصله بود. جاده بعد از اون دوراهي خيلي زيباتر شد، دره
هايي پر از درختان سپيدار و تبريزي، هواي خنک، پيچ هاي تند و جاده باريک و کوهستاني
آدم رو ياد جاده چالوس (حدفاصل گچسر) مي انداخت.
در طول راه و نزديکي هاي خود ابيانه به چيزهايي
برخورديم که بعدا فهميديم بهش ميگن " زاغه ". زاغه ها حفره هايي هستن که روستاييان
و باغبانان در دل زمين (معمولا داخل تپه ها) حفر ميکنند و اکثرا درب هاي چوبي
دارند. به گفته اهالي ابيانه کساني که در اون منطقه (بادخيز) درخت ميکارند در طرفين
درخت چوبهايي دوشاخه، قرار مي دهند تا درخت به آنها تکيه کند و خم نشود. اين افراد
در زمانهاي مختلف اين چوبها را پيدا ميکنند و در داخل اين زاغه ها قرار مي دهند تا
هنگام نياز (درختکاري) از آنها استفاده کنند. چون زمينهاي زراعي اهالي ابيانه چند
کيلومتري با روستا فاصله دارد، اهالي ترجيح مي دهند زاغه هايي در دل کوه داشته
باشند تا هر بار مجبور نباشند چوبهاي بلند دوشاخه را از روستا تا زمينهايشان حمل
کنند. [عکس زاغه در پايين همين پست]
به دليل جاذبه هاي گردشگري ابيانه شواري اسلامي ابيانه
براي هر خودرو مبلغ 5،000 ريال ورودي تعيين کرده بود که برامون جالب بود، منبع
درامدي براي همه مردم. پس از ورود به روستا، اولين چيزي که توجه آدم رو جلب ميکنه،
رنگ يکدست و قرمز رنگ خونه هاي روستايي ابيانه است. خانه ها اکثرا با کاهگل ولي به
سبک مدرن ساخته شده اند و همونطوري که اشاره کردم رنگ قرمز ديوارها در همهشون
مشترکه! خاک منطقه ابيانه قرمز رنگه براي همين خونه هاي کاهگلي هم قرمز هستن.
ترافيک در خيابان اصلي روستايي که جاذبه هاي گردشگري داره غيرمنتظره ولي قابل حدس
بود.
روستا روي شيب ساخته شده و به همين دليل ابيانه رو ميشه
شبيه روستاي ماسوله در گيلان دونست (البته با مقياس کوچکتر). لباسهاي محلي و يکدست
اهالي روستا (به خصوص زنان) دومين چيزيه که جلب توجه ميکنه: روسري هاي سفيد بلند با
گلهاي درشت صورتي و قرمز، پيراهن و جليقه قرمز، صورتي و نارنجي، شليته هاي کوتاه
(تا زانو) و جوراب شلواري هاي مشکي و بلند؛ اين حس رو تداعي ميکنن که همگي لباس فرم
يکدست پوشيدن. من قبلا فکر ميکردم زنان روستايي شلوارهاي گشاد و بلند هم زير
دامنشون مي پوشن ولي ظاهرا تمدن و مدرنيته تا قلب روستاهاي ايران هم نفوذ کرده، چون
به غير از اون جوراب چسبون، بلند و کلفت من که شلوار پاي هيچ زن روستايي نديدم.
لباس مردان ابيانه ويژگي خاصي ندارد، همان کت و جليقه روستايي، کلاه گرد و شلوار
گشادي که آدم را ياد کردها مياندازد اما پارچه شلوار نازک تر است.
ابتدا سراغ کوچه باغ هاي روستا رفتيم که به مراتب از
مسير اصلي که توريستها توش در رفت و آمد بودن خلوت تر بود. توي تقويم ها معمولا
عکسهاي زيبايي از ابيانه هست و اگر شايد کمي ديرتر به ابيانه ميرفتيم، ميشد از اون
عکسها هم گرفت، اما فعلا فقط شکوفه درختان دراومده و از برگ رو درختا فعلا خبري
نيست، شايد بهار کمي دير به اين روستا ميايد. اما در کل طبيعت زيبايي داشت.
مسجد جامع، امامزاده (از نوادگان امام موسي کاظم)، آب
انباري که آب نداشت و آتشکده اي که ما هر چه گشتيم نيافتيم، تمام چيزي بود که بايد
ميديديم. تمام اين اماکن در قسمتي از روستا بود که مشخص بود بيشتر به آن رسيدگي مي
شود. مسير پهن با کفپوش سنگي، آدم هاي زيادي که در رفت و آمد هستند و ديوار تازه
کاهگل شده منازل نشون ميداد که اين قسنت از روستا بيشتر از بقيه جاها بازديد کننده
داره.
نکته اي که خيلي جالب بود، حضور دستفروشها در کناره
همين مسير اصلي بود. زنان روستايي با همان لباسهاي محلي، راه به راه، دم درب منازل
خود نشسته اند و حاصل دسترنج خود را به توريست ها ميفروشند. منبع درامد جديدي غير
از دامپروري و کشاورزي. فروش لواشک، سيب خشک شده، آلو و ...؛ همگي خانگي!!! يکي هم
فکري نو به سرش زده بود. منزل خود را تبديل به موزه کوچکي کرده بود و براي ديدن
داخل خانه روستايي از توريستها پول مي گرفت. خب، منبع درامد جديدي است به هر حال!!!
پيشرفت روستاي ابيانه قابل ملاحظه است، اين پيشرفت رو
ميشه با مقايسه ساده اي بين اين روستا و روستاهاي اطراف به آساني دريافت. دو هتل
رستوران، موزه مردم شناسي، بانک و تعداد زيادي سوپر مارکت، در هر روستايي وجود
نداره...
به هرحال ناهار رو 3-4 کيلومتري ابيانه خورديم و
برگشتيم. در ادمه، کاشان، بازار؛ قم، سوهان... و خونه!
در مجموع بازديد از ابيانه رو به عنوان يه سفر يک روزه
حتما توصيه ميکنم، اما يادتون باشه حتما از اتوبان بريد،
خروجي نظنز در اتوبان کاشان - اصفهان راه رو خيلي
نزديکتر ميکنه... اين هم عکسهايي از ابيانه:
|
 |
 |
|
بافت سنتی روستای ابيانه |
جاده قديمی، خلوت و کويری کاشان-اصفهان |
| |
|
|
 |
 |
|
در قديمی مسجد جامع ابيانه |
امامزاده ابيانه |
| |
|
|
 |
 |
|
خانه ای در مسير اصلی گردشگران |
شکوفه های بهاری در يکی از باغها |
| |
|
|
 |
 |
|
کوچه باغهای قديمی ابيانه |
کوچه باغهای قديمی ابيانه |
| |
|
|
 |
 |
|
زمين های زراعی ابيانه |
زاغه |
| |
|
|
 |
|
|
بازمانده قلعه قديمی |
|
+ لینک این
مطلب: http://www.jazire.ir/2006/03/post_1.html
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
|
سفرنامه

طراحی:
BHz
- با نیروی:
مووبل تایپ -
میزبانی:
هانوفر آی تی
بنا به
توافقنامه
Creative Commons برخی از حقوق برای
بهزاد عبدی محفوظ است.
نظرات:
درود بر تو نازنینم . ممنونم که لطف میکنی به من همیشه . بلاگ داره کم کم خوب میشه . خسته نباشی . اما در مورد عکسها بگم که خوشحالم که دیدم رفتی ابیانه و بعد می بینم که عکسها رو برای تماشا اینجا آوردی . کاش طوری نصب میکردی که امکان بزرگتر شدن و استفاده بیشتر هم بود . با این حال از فضاهای خوبی تصویر گرفتی و ما رو مهمون کردی .
potin | March 25, 2006 12:51 PM
راستی تحول مبارک تغییر آدرس رو هم اعمال کردم و از همین جا تبریک میگم . ایشالله به پای هم پیر بشین .
potin | March 26, 2006 2:32 AM
پارسال فرصتی شد سفری به کاشان بریم اما خیلی دلم می خواست سری هم به ابیانه بزنم. از بچگی دوست داشتم خصوصا با دیدن عکس هاش. جای خیلی قشنگ و جالبیه. باید هر جور شده یه سفر برم!
sharto | March 26, 2006 10:26 AM
سلام.
سال نو مبارک.
اون عکسها فیلتر شدن و با هر اکانتی باز نمیشن.
filcker و blogrooling رو با هم فیلتر کردن و عکسهای من هم نمایش داده نمیشه.
سال خوبی داشته باشی و در ضمن ابیانه خیلی قشنگه.
mohammad | March 26, 2006 11:52 AM
سلام...آدرستو توی وبلاگم درست کردم..متاسفانه هنوز به ابيانه نرفتم...اما به نظر مياد جای قشنگی باشه!
ghazaleh | March 26, 2006 12:15 PM
سلام و وقت بخیر
تیتری که وبلاگ نویسان روز 13 فروردین در وبلاگشان کار خواهند کرد و به دیگر وبلاگ نویسها هم خبر خواهند داد:
{وبلاگ نویسان ایران؛ با روبان سیاه سبزه های خویش را به آب خواهند سپرد تا خواهان آزادی زندانیان سیاسی شوند}
توضیحات بیشتر : www.hamava005.blogsky.com
سربلند و پیروز باشید
hamava | March 27, 2006 5:23 PM
سلام . سال نوتون مبارک. همیشه به مسافرت
معلومه که خوش گذشته.
جواد | March 29, 2006 12:50 AM
این مطلب شاید مدت ها قبل نوشته شده ولی من تازه خوندم میخواستم چند تا نکنته رو بگم اولا این که اون منطقه نظامی در واقع همون انرژی هسته ای حق مسلم ماست سازمان انرژی اتمی نطنز که حتما در موردش شنیدی دوم زبان مردم ابیانه زبان فارسی دری یا فارسی کهن که همه ایرانیان بهش سخن میگفتن و با زبان منطقه مرکزی ایران تفاوت داره سوم در مورد لباس هاشون باید عرض کنم که مد و مدرنیته به ابیانه راه پیدا نکرده این لباس سنتی که از زمان ساسانیان به همین شکل بوده مردم ابیانه زرتشتی بوده اند و تقریبا دیر تر سایر ایرانی ها مسلمان شده اند لباس کو تاه اون ها هم به همین دلیله فراموش نکن که ابیانه به خاطر حفظ همین سنت هاش محل جذب توریست شده ولی در مجموع خیلی خوب توصیف کرده بودی
الناز | July 26, 2006 1:02 AM
kheili ziba bood
kourosh | August 2, 2006 9:04 PM
Whould have been nice to say that the tourist has already creat the big problem for abyaneh, they have nothing to give to this people, they are not welcome
David | September 2, 2006 11:18 PM
دوست عزيز سلام
من چند روز پيش از ابيانه ديدن كردم خيلي جالب و كامل ابيانه را توصيف كرده بودي هرچي من در ذهنم در مورد ابيانه آمده بود همش توي وبلاگ شما توصيف شده بود به هر حال لذت برديم
موفق و پيروز باشيد
محبوبه شراهي | September 24, 2006 9:10 AM
salam man azadeh hastam abyaneh zadgah madarbozorgam hast ma dar anja khaneh darim bagh ham darim harvaght az zendegi khod dar tehran khasteh mishavim baraye esterahat be abyaneh miravim va hameye famil dore ham jam mishavim sali 5 bar ra miravim
matne shomara ra khandam va jaleb bod mosalaman age az otoban miraftid nazdiktarbod va 3.5 sa at bishtar dar rah nabodid khoshhal mishavam dobare sari be roostaye ma bezanid ta aziraye shoma bashim
azadeh | October 14, 2006 12:00 PM
از مطلبت زیباتون سپاسگذارم و موفق باشید
والبته عکس های زیبا !
نگین دارابی | November 30, 2006 12:00 AM
با سلام خدمت بچه های جزیره تنهایی .
مطالب جالبی بود اما اگر نقشه های توصیفی روستاوعکسهای خانه های روستا از نزدیک را داشته باشید مطالب کاربردی میشود
موفق باشید
محبوبه داودی | December 16, 2006 1:34 PM
kheili ghashang bod mishe aks az atishkade abyane ham neshon bedin
vista | December 25, 2006 1:57 PM
سلام
جالب بود ولی لازم است که بگویم خانم های ابیانه ای زیر دامن کوتاه خود غیراز جوراب زخیمی که دارند یک شلوارک هم میپوشند که جوراب لبه های شلوارک را در بر میگیرد . درضمن باید بگویم که شلوار اقایان از پارچه مخصوصی است که کمی سنگین و کلفت است تا تن خور با وقاری داشته باشد .
عکسها جالب بود ولی عکسهای جالبتری میتوانستید بگیرید.
نکات دیگری هم بود که الناز بهانها اشاره کرده .
موفق باشید
hamid | December 28, 2006 8:53 PM
سلام
از توصیفتان در مورد ابیانه متشکرم من بچه آنجا هستم وبه آن عشق میورزم امیدوارم سختی راه یادتان برود و دوباره تشریف بیاورید.از عزیزان که اظهار لطف کردهاند نیز متشکرم امیری19/10/85
امیر | January 9, 2007 2:59 PM
سلام؛
من روز عاشورای امسال سری به ابیانه زدم . قبل از رفتن وبلاگ شما را خواندم که خیلی عالی بود و کمک زیادی به من کرد ( مثلا حواسم بود حتما از اتوبان برم )
همه چیز را خوب و دقیق نوشتی که جای تشکر داره. ضمنا امسال بنابر تقاضای اهالی ابیانه و دستور فرمانداری , نیروی انتظامی جاده ابیانه را به سمت روستا(در فاصله 22 کیلومتری) بسته بود تا کسی با اتومبیل به ابیانه نره چون ظاهرا اهالی دل خوشی از شلوغی ابیانه و تردد توریستها و بازدیدکنندگان در این روز ندارند!!! حدود 2000 نفری بازدید کننده آمده بودند که پس از 4-3 ساعت معطلی اکثرا دست از پا درازتر برگشتند(انگار نه انگار که اینهمه راه را برای دیدن این مردم و این روستا اومدن). تعدادی هم مثل ما با کلی چانه زنی و استقامت و بحث با مسئولین محلی بالاخره نزدیک ظهر ویزای ورود به ابیانه را گرفتیم!!لذا توصیه میکنم اگر آدم سمج و پر استقامتی نیستید حتی الامکان روز عاشورا به ابیانه نرید چون از مهمان نوازی معمول خبری نیست!!( بلندگوئی در ابیانه با صدای بلند از نیروی انتظامی جهت اقدام شجاعانه در جلوگیری از ورود توریستها که قصد بر هم زدن مراسم عاشورا را داشتند!!! تشکر فراوان مینمود)به ما که اصلا بر نخورد !
nima | February 6, 2007 1:56 AM
خوب بود مطمئن باش همه جا ابیانه را ندیدی مخصوصا" محرمش که من هرسال میروم من افتخار میکنم که یک ابیانه ای هستم.
یوسف بانی ابیانه | January 15, 2008 4:29 PM
ضمن تشكر از تصاوير زيبايتان خواهشمند از تصاوير و عكسهاي واقعي از روستا هها يا روستاييان پير جوان يا تصاوير سنتي از مردم روستا ها يا كشور عزيزمان داري برايم بعنوان مد ل نقا شي بفرستيد
با تشكر و سپا س
نادر جعفري
نادر جعفري | February 24, 2008 2:27 PM
دوست عزیز خسته نباشی ولی زاغه که میگه آدم یاد سربازی و پادگان می افته به اون انباری های داخل کوه و تپه ها زاغه نمی گن ، به زبان محلی به آنها کنده میگن
hossein | March 28, 2008 1:45 PM
عالی متعالی آلبالویی پرتالی=====
vahid | June 8, 2009 1:50 AM
سلام.سال نو مباك.من دقيقا روز 6 فروردين براي اولين بار از ابيانه ديدن كردم.بايد اقرار كنم كه دل كندن از اين روستاي زيبا واقعا برام سخت بود.اميدوارم هم ما مردم و هم مسئولين قدر اين گنجينه هاي با ارزش رو بدونيم.زنده باشيد .
اعظم | April 4, 2010 1:29 PM
توریستها جز خرابی و آلوده کردن آب چیز دیگری برای مردم باقی نزاشتن. دست از سر مردم بردارین بذارین به حال خود باشن.
koorosch | June 17, 2010 11:38 PM